۱۳۹۴/۱۱/۱۵

تفاوت های ونکوور و تورنتو از نگاه یک مهاجر ایرانی - قسمت اول

میگویند باران که می بارد بوی " خاک " بلند می شود.... اما اینجا باران که می بارد بوی " خاطره ها"  بلند میشود! .

درود بر همه دوستان گرامی
قبل از هر چیز از دوستانیکه به مطالب این وبلاگ توجه دارند تشکر میکنم و امیدوارم این مطالب برای دوستان عزیز قابل استفاده باشد. در این سری از مطالب بر آن هستم تا به کمک خود شما  به تفاوت های ونکوور و تورنتو از نگاه یک مهاجر ایرانی بپردازم . از آنجاییکه تجربه زندگی در هر دو شهر تورنتو و ونکوور را دارم، شاید این تجربه به برداشت های واقع گرایانه تر من از این تفاوت ها کمک کند.
معمولا ایرانی ها وقتی صحبت از تفاوت های ونکوور و تورنتو به میان می آید همه به موضوع آب و هوا و طبیعت زیبای استان بریتیش کلمبیا اشاره میکنند و البته خیلی ها هم فقط به خاطر آب و هوای خوب، این شهر را به عنوان محل زندگی انتخاب میکنند اما واقعیت این است که تفاوت شهر ونکوور و تورنتو فقط به آب و هوا ، طبیعت زیبا و کوه و اقیانوس خلاصه نمیشود و این تفاوت ها بر اساس معیارهای مورد نظر یک مهاجر ایرانی مانند من به مواردی مانند جامعه ایرانی، جامعه کانادایی،  هزینه ها، خرید مسکن، امکانات شهری، کار، تفریح و سرگرمی ، تحصیل و  آموزش ، بهداشت و درمان .... به شرح زیر میباشند اما این تفاوت ها به منزله خوبی یا بدی هیج کدام از این شهر ها نبوده بلکه شاید بتواند به فرآیند تصمیم گیری ایرانیانی که قصد انتخاب شهر محل زندگی خود را دارند کمک کند. در اول قسمت اول سعی میکنم به موضوع مقایسه جامعه ایرانی در تورنتو و ونکوور بپردارم.    
1- جامعه ایرانی:
جامعه ایرانی در ونکوور  بر خلاف تورنتو که بیشتر در منطقه نورت یورک تورنتو و شهر ایرانی نشین ریچموند هیل در شمال تورنتو متمرکز شده است در مناطق مختلف پراکنده شده است و از نظر تعداد بسیار کم جمعیت تر است . ایرانیان در مناطق نورت ونکوور، وست ونکوور، برنابی، کوکیتلام، ترای سیتی، پورت مودی و ... زندگی میکنند و شکاف طبقاتی از جنبه های مختلف در بین ایرانیان ونکوور بسیار آشکار است.  این شکاف طبقاتی تا حدی از جامعه میزبان و بخشی هم به مقتصیات روش های مهاجرتی و شرایط زمانی به جامعه ایرانی منتقل شده است. این موضوغ از نظر مالی تا حد زیادی ناخواسته به جامعه ایرانی ونکوور تحمیل شده است یعنی اینکه شخصی در نورت ونکوور مالک یک خانه 2 میلیون دلاری و اتومبیل 60 هزار دلاری باشد و شخص دیگری در همان محله یک اتاق در یک زیر زمین اجاره کرده و با حداقل حقوق زندگی میکند نداشته باشند.

 البته این مسئله  گریبان خود جامعه کانادایی ونکوور را هم گرفته است و چه بسیار جوانان کانادایی در ونکوور که به دلیل نداشتن امید به خانه دار شدن شهر ونکوور را ترک کرده و به شهرهای دیگر نقل مکان میکنند و این مسئله جای این نگرانی را به وجود آورده است که شهر ونکوور در آینده تنها به یک شهر توریستی و شهری برای ارایه خدمات به  افراد سالخورده تبدیل شود و صنایع دیگر به تدریج از بین بروند. حال آنکه  این شکاف طبقاتی در تورنتو حتی با گران شدن مسکن در این سال ها بسیار کمتر دیده میشود. اما از جنبه های دیگر شکاف طبقاتی به این دلیل آشکار است که جامعه ایرانی در ونکوور بزرگ بسیار کوچکتر از تورنتو بوده و ایرانیان بیشتر از طریق پناهندگی، سرمایه گذاری ، اسکیلد ورکر و گروه کوچکی هم دانشحویان دکتری و فرصت تحقیقاتی هستند که به کانادا آمده اند.البته به این 4 طبقه گروه کوچکی هم که به نسل قبل از انقلاب در ایران شباهت دارد اضافه میشود . اما آنچه برای یک تازه وارد مانند من در این شهر به چشم میخورد این است که گویی این چهار طبقه زیاد با هم تناسب فکری، فرهنگی و مالی ندارند و متاسفانه این ناهمگونی فضای سردی را در ارتباطات درون جامعه ایرانی ونکوور حاکم کرده است به طوریکه جامعه ایرانی لایه لایه شده و حتی با تمول مالی و امکان نفوذ و لابی هنوز هیج اقبالی در داشتن حتی یک نماینده در اداره نهادهای مدنی، شهری و حکومتی نداشته و بدتر آنکه با جامعه کانادایی هم پیوند نخورده است!

اما جامعه ایرانی در تورنتو  اگرچه دارای الگوهای مهاجرتی مشابه میباشد اما بسیار پر تعدادتر و جوانتر است و میتوان گفت تورنتو،  تهرانی در قطع کوچک میباشد و به همین دلیل شکاف طبقاتی کمتر دیده میشود. جامعه ایرانی در تورنتو دارای نمایندگانی در پارلمان های فدرال و استانی، تشکل های سازمان یافته ای در حوزه های مهندسی مانند سازمان مهندس،پزشکی مانند انجمن فارغ التحصیلان گروه پزشکی،انجمن وکلای ایرانی،شبکه های تخصصی ماند آی سی نت ورک، سازمان زنان انتاریو، چندین بنیاد مانند پریا، فروردین و ... جشنواره ها و فعالیت های فرهنگی و هنری مانند جشنواره تیرگان، نمایشگاههای متعدد هنری در طول سال، فستیوال های خانوادگی و رستوران های متعدد ایرانی با کیفیت بالا ،فعالیت های سیاسی و اجتماعی و  بسیاری دیگر از فعالیت هایی که جامعه ایرانی تورنتو را از جامعه ایرانی ونکوور "شدیدا" متمایز میکند.

 جامعه ایرانی در ونکوور نسبت به مسایل سیاسی و مقوله حقوق بشر در ایران توجه زیادی نشان نمیدهد و معمولا در طول سال اصلا شنیده نمیشود که مثلا ایرانیان ونکوور با در دست داشتن فلان پرچم، در واکنش به فلان موضوع، در فلان خیابان اعتراض کردند! و یا خدای نکرده دست به اعتصاب غذای خشک و یا تر زده اند! حال آنکه در تورنتو بازار تجمعات اعتراضی و حقوق بشری در میدان مل لستمن در طول سال داغ بوده و فروش پرچم از انواع مختلف برای شرکت در این برنامه ها در سوپر های ایرانی پلازای ایرانیان در تورنتو پر رونق است  و البته گروهی هم از برگزاری این برنامه ها منافع دارند.

با اینحال ایرانیان ونکوور با فراهم کردن روزنه هایی در فضای مجازی مانند فیس بوک رفته رفته تلاش میکنند تا بستر ارتباطی موٍثرتری برای جامعه ایرانی ونکوور در فضای حقیقی فراهم کنند. گاهی حضور ایرانیان ونکوور در فضای مجازی و تعامل آنها با یکدیگر قابل توجه است بطوریکه حتی کسانیکه از هم دل خوشی ندارند در فضای مجازی مطالب هم را لایک میکنند و یا افرادی که با هم آشنایی دارند با کامنت به هم بیزنس قرض میدهند! اما همه اینها دلالت بر وجود نشانه هایی برای تلاش جامعه ایرانی در ارتباط موثر در فضای حقیقی و نیاز به همکاری و همراهی در بین ایرانیان ونکوور است.  علاوه بر این تلاش گروه "ایرانیان ونکوور"در میتآپ که با شعار "امشبی را در آنیم غنمیت شمریم /شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر" برنامه هایی را برای علاقمندان به پیاده روی و سایر فعالیت های تفریحی در فضای حقیقی برنامه ریزی و مدیریت میکند قابل توجه است. این گروه از بدو راه اندازی تا کنون بیش ار 150 برنامه برای علاقمندان برنامه ریزی کرده است. 

   
عکس از گروه میتآپ ایرانیان ونکوور
طیف مذهبی ایرانیان ونکوور هم مانند تورنتو با برگزاری برنامه های منظم هفتگی و مناسبتی در مکان های مشخص شده ای مانند دانشگاه یو بی سی و یا مراکز مذهبی ایرانی به محاطبین خود برنامه هایی را ارائه میدهند که به خصوص در مناسبت های خاص مذهبی از سوی علاقمندان مورد استقبال قرار میگیرد. البته از نظر مذهبی و سیاسی جامعه ایرانی ونکوور هم مانند تورنتو یک جامعه یک دست نیست و طیفی گسترده از افراد با سلایق مختلف حتی از یک طیف را در خود جای داده است که گاهی تحمل عقابد یکدیگر را هم  ندارند! 
از طرفی به نظر میرسد تعداد ریاد دانشحویان ایرانی دانشگاه های رایرسون، یورک و تورنتو و سایر دانشگاهها و کالج های استان انتاریو مانند دانشگاه مک مستر، واترلو، گلف و کالج های جورج براون و سنکا با پایین آوردن متوسط سن جامعه ایرانی تورنتو انقلابی از حضور نسل جوان ایرانی در تورنتو به راه انداخته باشد که این موضوع قابل مقایسه با حضور دانشجویان ایرانی در دانشگاههای یو بی سی ، سیمون فریزر ، کپیلانو  و کالج  بی سی آی تی و وی سی سی در ونکوور نمیباشد.
با این حال جامعه ایرانی در استان بریتیش کلمبیا در حال رشد روز افزون است و همه ساله ایرانیان زیادی از شهرهای مونتریال و تورنتو از شرق راهی ونکوور میشوند. بر اساس یک مشاهده عینی سال گذشته روزی که برای تعویض گواهینمامه انتاریو به دفتر خدمات پلیس + 10 :) در نورت ونکورر رفته بودم چند هموطن را دیدم که به خاطر هوای خوب به ونکوور نقل مکان کرده بودند و قصد تعویض گواهینامه انتاریو را داشتند و البته آمارهای دولتی هم مهاجرت ایرانیان به استان بی سی را در مقایسه با سایر ملیت های دیگر در سال های اخیر قابل توجه میدانند و البته من هم آرزو میکنم روز به روز بر تعداد ایرانیان ونکوور بزرگ اضافه شده تا حال و هوای جامعه ایرانی تورنتو در ونکوور هم احساس شود.      
در ونکوور بیزنس های متعدد ایرانی با کیفیت عرضه محصولات مرغوب بخصوص در بخش مواد غذایی در حال شکل گیری و توسعه هستند بعنوان مثال پرشیا فود که یک سوپر مارکت ایرانی است با چندین شعبه در مناطق مختلف و عرضه محصولات غدایی با کیفیت و قیمت بهتر از تورنتو ! نوید بخش آینده موفق بیزنس های ایرانی در ونکوور بزرگ است. دسترسی به میوه و سبزیحات تازه از اولین تغییرات در زندگی من بعد از نقل مکان به ونکورر بود! در این مدت شاهد بودم که برخی ایرانیان دارای بیزنس های خانگی هستند و محصولات غذایی با کیفیتی را تولید میکنند و یا کیترینگ های خانگی راه اندازی کرده اند که همه این بیزنس ها مطمئنا در آینده رشد کرده و درخت تنومندی با ریشه های قوی برای کار و کسب جامعه ایرانی در ونکوور رقم خواهند زد. اما دسترسی به رستوران های ایرانی با کیفیت و تنوع غذایی رستوران های ایرانی تورنتو هنوز در ونکوور وجود ندارد اما دیر یا زود با رشد جامعه ایرانی بدون شک بر تنوع و کیفیت رستوران های ایرانی اضافه خواهد شد فراموش نکنیم ما ایرانی ها تا زمانیکه در ایران زندگی میکنیم دنبال غذای مکزیکی هستیم اما وفتی به خارج مهاجرت میکنیم به دنبال کباب کوبیده میگردیم :) با اینحال به نظر میرسد نان سنگک های ونکوور از تورنتو خیلی بهتر باشد! :)
همچنین به نظر می آید بازار کارهای تخصصی آنچنان برای ایرانیان گرم نباشد!  از آنجاییکه تشکل های حرفه ای مانند تورنتو در جامعه ایرانی ونکوور وجود ندارد اغلب ایرانیان به صورت فردی و با استفاده از امکانات دولتی مانند سازمانی های غیر انتفاعی WorkBC  و Access و ....  که معادل های آن در تورنتو هم وجود دارد به دنبال کار میگردند، حال آنکه این موضوع برای فردی مانند من که چند سال در تورنتو زندگی کرده و با برنامه ها و سازمان های متعدد حرفه ای در جامعه ایرانی تورنتو آشنا بوده است قابل درک نمیباشد! بدون شک معاشرت و هم صحبتی با افراد پروفشنال و ارتباط با تشکل های حرفه ای باعث ایجاد انگیزه برای پیشرفت های تحصیلی و حرفه ای میشود و من این خلاء در ونکوور را زنگ خطری برای افراد تحصیلکرده ای میدانم که به ونکوور مهاجرت میکنند. من دوستانی را در اینحا ملاقات کرده ام که با داشتن مدارک تحصیلی بسیار بالا در بخش های مهندسی و پزشکی در فروشگاهها مشغول به کار هستند.  به تجربه بر این باورم که شرکت در فعالیت های گروهی پروفشنال و آشنایی و کسب تجربه از دیگر افراد با تخصص مشترک، شانس بیشتری را برای وارد شدن به چرخه فعالیت های حرفه ای پدید می آورد. نت ورکینگ شاید مهمترین عامل یافتن کارهای تخصصی در بین افراد پروفشنال باشد که متاسفانه چنین سازمان ها و برنامه هایی در جامعه ایرانی ونکوور وحود ندارد و شاید بهمین دلیل است که  گروهی از ایرانیان مهاجر به این شهر هیچ تلاشی برای ادغام در جامعه میزبان و جذب در بازار کار استان بی سی که در حال حاضر از رونق خوبی برخوردار است انجام نمیدهند و دلیل آن هم روشن است زیرا نه با تشکل های حرفه ای کانادایی ارتباط دارند و نه این تشکل ها در جامعه ایرانی وجود دارد و تنها راهی که به ذهن آنها میرسد راه انداری بیزنس برای جامعه ایرانی است.

از طرفی بسیاری از ایرانیان تازه وارد به ونکوور افراد میان سالی هستند که به اتفاق خانواده مهاجرت کرده اند و از آنجاییکه تخصص و تجربه کاری آنها برای وارد شدن به بازار کار کافی نیست و حوصله،وقت و هزینه خانواده فرصت دوباره درس خواندن را به آنها نمیدهد و یا از زن و شوهر فقط یکی میتواند درس بخواند و دیگری باید از خود گذشتگی کرده و برای گذران زندگی مشغول به انجام کارهای ساده شود، همه و همه بر سلامت روحی و روانی خانواده و جامعه ایرانی ونکوور تاثیر گذاشته است و شاید بهمین دلیل است که کسانیکه که از مونتریال و یا تورنتو به ونکوور نقل مکان میکنند از طرز  رفتار ایرانیان ونکوور با هم در جامعه تعجب میکنند. اما به نظر من این موضوع بیشتر متاثر از جامعه کانادایی در ونکوور است که مانند تورنتو دوستانه نیست.  

در ونکوور فعالیت جامعه ایرانی بیشتر به برنامه های ایام نوروز و یا مثلا رژه روز ملی کانادا خلاصه  میشود. همه ساله بنیاد ایران و کانادا در ونکوور که مشابه بنیاد پریا در تورنتو هست برنامه هایی برای نوروز و در ایام سال نو برگزار میکند. مراسمی مانند چهارشنبه سوری و سیزده به در هم در ونکوور با حضور گروههای هنری و با حمایت بیزنس های ایرانی ونکوور برگزار میشود.
کوتاه سخن آنکه کسی که به ونکوور نقل مکان میکند باید در کوتاه مدت خود را آماده کند که برای کار و ارتباطات اجتماعی مستقیما به قلب جامعه کانادایی نفوذ کند که مسلما کار آسانی نیست و نیاز به آمادگی لازم دارد! البته در دراز مدت این امکان وجود دارد که با لایه اجتماعی متناسب با خودش در جامعه ایرانی ارتباط برقرار کند و از زندگی در این شهر زیبا لذت ببرد.

در قسمت های بعدی به این نکته مهم اشاره خواهد شد که جامعه کانادایی ونکوور نیز یک جامعه چند فرهنگی مانند تورنتو نبوده و ادغام شدن در آن به راحتی تورنتو نمیباشد! ونکوور شهری است که به دلیل هوای ابری و بارانی  و اینکه تقریبا 80 درصد بیزنس ها بعد از ساعت 6 یا 7 بعد از ظهر تعطیل میشوند و به جز چند خیابان مرکزی شهر در داون تاون سایر مناطق از جمله مناطق ایرانی نشین مانند نورت ونکوور خیلی سوت و کور به نظر میرسد !!! اما جاذبه های طبیعی ونکوور این شهر را از تورنتو متمایز کرده است! اما کسانیکه برای شروع  تورنتو، تهرانی در قطع کوچک را انتخاب میکنند، اگرچه از هوای خوب و طبیعت زیبا لذت نمیبرند اما حداقل تا مدتی از تعامل با جامعه باز ایرانی و همچنین تشکل های  ایرانیان پروفشنال در تورنتو بهره گرفته و با کسب تجربه و تحصیل کانادایی به ونکوور نقل مکان کرده و همچون سزبازی آموزش دیده در کوتاه مدت خاکریز های دشمن را تسخیر کرده و زندگی در ونکوور به هر قیمت را تجربه نمیکنند. در قسمت های بعدی به تفاوت های تورنتو و ونکوور در ارتباط با جامعه کانادایی، هزینه ها، امکانات شهری، کار، تفریح و سرگرمی ، تحصیل و  آموزش ، بهداشت و درمان .... خواهم پرداخت.         
در پایان این قسمت ضمن تقدیم شعری زیبا از احمد شاملو لازم است تاکید کنم که بیان تفاوت ها به منزله خوبی یا بدی هیچکدام از این دو شهر نیست و صرفا نظر نگارنده از مشاهدات میدانی در دو شهر تورنتو و ونکوور است. از سایر دوستانیکه نظراتشان میتواند این مطلب را نقد یا کاملتر کند در خواست میشود نقطه نظرات خود را کامنت کنند تا در این متن لحاظ گردد. 
 و چه زیبا احمد شاملو میگوید: 
لازم نیست یکدیگر را"تحمل"کنیم، کافیست همدیگر را"قضاوت"نکنیم.
لازم نیست برای"شادکردن"یکدیگر تلاش کنیم، کافیست بهم"آزار"نرسانیم.
لازم نیست دیگران رااصلاح"کنیم، کافیست به"عیوب"خود بنگریم.
حتی لازم نیست یکدیگر را"دوست"داشته باشیم، فقط کافیست"دشمن"هم نباشیم.
آری، در کنار هم شاد بودن و با آرامش زیستن، سخت ساده است!!!
"احمد شاملو "
رضا 
26 فوریه 2016 ونکوور

مطالب مرتبط:

۲ نظر:

Unknown گفت...

آقا من واقعا ازت ممنونم خیلی خوبی شما که تجاربتون رو در اختیار میزارید. ای کاش واسه مونتریال هم یکی باشه صحبت کنه در مورد این مسایل

Behzad گفت...

سپاس از وقتی که میگزارید تا دیگران را از تجربیات و اطلاعات خودتان بهره مند کنید

ارسال یک نظر