۱۳۹۵/۰۵/۱۸

کارتن خواب ایرانی در ونکوور کانادا



15 سال پیش که محمد از ایران به کانادا مهاجرت کرد در سودای زندگی بهتری بود، سالها در تورنتو زندگی کرد بعد به ونکوور رفت، اما در همه این سالها زندگی با او نساخت و بالاخره بی خانمان شد و کارتن خواب. او یکی از 12 نفری است که تا همین چند وقت پیش در خانه شماره 5025 در Street Imperial شهر برنابی سکونت داشت، اما حالا دوباره آواره خیابانها شده است. او در گفتگو با خبرنگاران درباره گذشته خود میگوید و اینکه تجربه یک بیخانمان و خیابان خواب در کانادا چگونه است؛ مساله ای که همواره توجه رسانه های مختلف این کشور را به خود جلب کرده است

آنچه میخوانید، صحبت های محمد است؛ مردی که بیش از ۱۵ سال است به کانادا مهاجرت کرده اما شرایط برای او بسیار سخت بوده است. او میگوید: در سال ۱۹۹۹به دلایل اقتصادی و سیاسی از ایران به کانادا مهاجرت کردم. امیدوار بودم در کانادا زندگی بهتر، امنیت و درآمد بیشتری داشته باشم. کانادا یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست و من انتظار زندگی بهتری را داشتم. حال هشت سال است که بیخانمان هستم. برایم دشوار بود که خودم را با جامعه کانادا وفق دهم. به شدت افسرده شدم. مهاجرت برای من یک شوک بود و احساس راحتی نمی کردم. برای مقابله با افسردگی، خوددرمانی میکردم. نگه داشتن شغل و پرداخت اجاره برایم دشوار بود. آن زمان در تورنتو زندگی می کردم اما اکنون هشت سال است که به اینجا آمده ام. از آن زمان در محل های مختلفی زندگی کرده ام. در Royal، Coquitlam، mainland lower ak و Eastside Downtown.

محمد چیزهایی درباره بی خانمانی در کانادا می گوید که شاید از دور اصلا به نظر کسی نمیآید: بی خانه بودن یک جنگ دائمی است.خطرات بسیار زیادی وجود دارد و مردم تو را دچار مشکل می کنند. من دائما به دنبال سرپناه هستم اما به محض اینکه آن را پیدا میکنم، کارگران شهرداری می آیند و خرابش می کنند. من فرد تمیزی هستم و هرگز در خیابان زباله نمی ریزم. سر و صدای زیادی ندارم و همسایه ها را ناراحت نمی کنم. اما آنها باز هم سرپناه من را خراب می کنند. آنها همه را به یک چشم می بینند و با همه ی بی خانمان ها یک جور رفتار می کنند. اصلا به اینکه ما شخصا چگونه افرادی هستیم توجهی ندارند. 

مردی در ساسکاچوان است که یک میلیون جریب زمین دارد اما وقتی من سعی می کنم زیر یک پل یا کنار دریچه هوای یک ساختمان، سرپناهی بسازم و خودم را گرم کنم، ماموران پلیس یا کارگران شهرداری میآیند و میگویند: آهای! این یک ملک خصوصی است و باید از اینجا بروی. می خواهم بدانم سهم من از دنیای به این بزرگی چیست؟ چیز زیادی نمی خواهم. فقط می خواهم یک سقف باالی سرم باشد. او از مشکالت بیخانمانی در شهر می گوید: پیش از آنکه به ساختمان شماره ۵۰۲۵ درImperial Street نقل مکان کنم، درStreet Main بودم. در آنجا با چوب و آهن سرپناه کوچکی آنجا ساختم. راه نفوذ آب را بستم اما رطوبت باز هم نفوذ میکرد. باران مشکل زاست. به مفاصل و ماهیچه هایم آسیب می زند. تمیز ماندن مشکل است. مردم اغلب روی وسایل من ادرار می کنند. حشرات هم زیاد هستندو نمی شود یک خواب راحت رفت و این امر روی سالمت جسم و روان من تاثیر میگذارد. هر وقت کسی نزدیکم میشود، نمیدانم قرار است چکار کند. نمی دانم قرار است وسایلم را بدزدد، سرپناهم را خراب کند یا چیزی از من بگیرد. اگر لوازمت را گوشه و کنار بگذاری، خیلی راحت آن را میدزدند.

بنابراین مجبوری تمام لوازمت را با خودت حمل کنی. این یعنی همیشه باید همه چیز روی دوشت باشد و این کار خیلی سخت است. مردم مرا به خاطر بیخانمان بودنم قضاوت می کنند. اما این اتفاق ممکن است برای هر کسی بیفتد. هر کسی ممکن است کارش را از دست بدهد. اگر خانواده، دوستان، یا سیستمی از آنها حمایت نکند،ممکن است در نهایت به شرایط من دچار شوند.

محمد درباره خانه ای می گوید که مدتی است در آن آرامش دارد. او و چند بی خانمان دیگر،بدون نگرانی از باد و باران و برف، شب را اینجا صبح می کنند. او می گوید:دوستم ماسیمو این ساختمان را به من معرفی کرد و گفت که جنبشی برای جلوگیری از تخریب آن به راه افتاده است. او چند شب را در آنجا گذرانیده بود و گفت که من هم میتوانم در آنجا بمانم. داشتن خانه یعنی گذر از جهنم به بهشت. سکوت، راحتی، دور بودن ازرطوبت و حشراتی که همه جا هستند، داشتن یک خواب عمیق و راحت و بیدار نشدن با صدای کارگر شهرداری، گرم بودن و نداشتن نگرانی برای خشک کردن پتو؛ همه اینها خوب است. بیرون انداختن ما عدالت اجتماعی نیست. این کار عدالت نمیآورد. مردم اینجا زندگی کرده اند، از اینجا بیرون شده اند. حاال ما اینجا زندگی می کنیم. ما را از اینجا بیرون نکنید. امیدوارم عدالت به حق اجرا شود.

منبع: هفته نامه آتش

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

واما اگر علاقمند به مستندی در مورد بی خانمانی در ونکوور هستید این مجموعه 7 قسمتی روی یوتیوب را دست ندهید.











هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر