۱۳۹۴/۱۰/۱۵

8 راه کار عملی برای کاهش مصرف بنزین و پس انداز 1000 دلار در سال!

آیا می خواهید سالی 1000 دلار در مصرف بنزین صرفه جویی کنید؟ با توجه به افزایش مداوم قیمت بنزین، این هشت نکته توسط یکی از کارشناسان خودرو به نام داگ بتیون که در رسانه سی بی سی فعالیت می کند، به شرح زیر ارائه شده است:

1- با کارت اعتباری پرداخت نمایید.
این کار باعث می شود از مزایا و امکانات این کارت ها که برای همیین منظور اختصاص داده شده اند، بهره بگیرید. البته برای تحقق این مزایا باید هر ماه کارت اعتباری خود را تصفیه نمایید.

2- از برگه های تخفیف استفاده نمایید.
در صورتی که فروشگاه ها کوپن هایی برای خرید بنزین ارائه می دهند به جایگاه سوخت مربوطه بروید و از آن کوپن ها استفاده کنید.

3- از روغن های ترکیبی (Synthetic Oil) استفاده نمایید.
این روغن ها در موتور ماشین ها و پیشرانه ها استفاده می شوند و می توانند مصرف بنزین را تا 5 درصد کاهش دهند. خرید روغن ها ی با کیفیت خیلی بالاتر هم برای شما تا 3 درصد دیگر صرفه جویی به ارمغان خواهد آورد.

4- باد لاستیک های ماشین را بازدید کنید.
به علت خارج شدن تدریجی باد لاستیک ها، آنها را ماهیانه بررسی کنید. با این کار به ازاء هر لاستیک، 3 درصد در مصرف بنزین صرفه جویی کنید.

5- تخفیف های روزانه جایگاه سوخت را در نظر بگیرید.
اگر جایگاه سوخت محلی مثلا قیمت ها را در روزهای پنجشنبه کاهش می دهد، پس آن روز برای بنزین زدن مراجعه کنید.

6- با شتاب زیاد شروع به حرکت نکنید.
به جای اینکه بعد از هر علامت ایست به سرعت و با شتاب حرکت کنید، به صورت تدریجی سرعت را زیاد و کم کنید. با این کار مصرف بنزین کاهش خواهد یافت.

7- سرعت خودرو را کاهش دهید.
با نقض قانون یعنی با سرعت km/h130 حرت کردن در منطقه ای که حداکثر سرعت مجاز km/h 110 می باشد، خودروی شما 12 درصد بنزین بیشتری نسبت به حرکت با سرعت مجاز خواهد سوزاند.

8- موتور خودرو را تنظیم کنید.
با تعویض سالیانه شمع های موتور، در مصرف بنزین صرفه جویی کنید.
بتیون می گوید: یک راننده کانادایی به طور متوسط سالیانه 2000 لیتر بنزین مصرف می کند. با فرض قیمت بنزین 1.40 دلار برای هر لیتر، رعایت اکثر نکات بالا هزینه بنزین شما را تا 16 درصد کاهش می دهد و سالی 450 دلار پس انداز خواهید کرد.

طبق گفته ایشان: "اگر همه نکات پیشنهادی را رعایت کنید، تا 36 درصد صرفه جویی خواهید داشت و این یعنی 1000 دلار در سال."

منبع: سی بی سی
برگردان هومن هدایتی

۱۳۹۴/۱۰/۱۳

تهیه رزومه و کاورلتر - بخش اول

رزومه چیست؟
1-1 هدف رزومه
قبل از اینکه بدانیم هدف از نوشتن رزومه چیست لازمست تعریف دقیقی از خود رزومه داشته باشیم. در ویکی پدیا اینطور آمده است : " رزومه نوشته ای نشان دهنده مجموعه مهارت ها و سوابق کاری یک فرد است. رزومه به دلایل مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد ولی بیشترین کاربرد آن برای استخدام است."
این تعریف ابتدایی و درستی از رزومه است. معمولا رزومه ها برای پیدا کردن شغل جدید به کار می روند. آیا آماده کردن رزومه به همین سادگی فقط نوشتن " سوابق کاری و مجموعه مهارت ها" می باشد؟ آیا نوشتن همین موارد کافیست تا شما بتوانید با صدها نفر جویای کار رقابت کنید و شغل مورد نظرتان را به دست آورید؟ نکته های زیادی برای برجسته کردن رزومه وجود دارد که فرد جویای کار باید با درنظر گرفتن آنها رزومه کامل و مناسبی تهیه کند.
آماده کردن یک رزومه مناسب را میتوان به سه بخش بسیار مهم  تقسیم  کرد. تاکید می شود در به کارگیری این موارد ، فرقی نمی کند که شما یک کارمند ساده یا یک مدیر اجرایی بلند پرواز باشید، این قوانین یکسان اعمال می شوند.
خواننده رزومه را نشانه بگیرید 
مهم نیست که خودتان از رزومه ای که تهیه کرده اید خوشتان بیاید، بلکه مسئله مهم اینست که خواننده رزومه آن را بپسندد. در اصل لازمست که او با خواندن رزومه شما تحت تاثیر قرار بگیرد. مطلب بسیار حائز اهمیت، داشتن شناخت از مخاطبتان است. مثلا اگر متقاضی کار در یک شرکت هستید باید رزومه تان حس و حال اداری داشته باشد ، به جای استفاده از فونت های رنگی و فانتزی بهتر است دسته بندی مطالب را به وسیله نقطه گذاری (بالت) و عنوان بندی(هدلاین) انجام دهید. در عوض رزومه ای که طراحی گرافیکی مناسبی داشته باشد برای مخاطبان خلاق جالب تر به نظر می رسد. هر حوزه فنی و تخصصی استانداردها و اصطلاحات خاص خودش را دارد و یا به قول معروف زبان خاص خودش را دارد و شما باید در رزومه با همان زبان با کارفرما ارتباط برقرار کنید پس قبل از اینکه برای هر شغلی اقدام کنید لازمست یک گام به عقب بروید و خودتان را به جای مدیر استخدام آن شرکت تصور کنید و از خودتان بپرسید که آیا این حرفه را کاملا میشناسید و رزومه مناسب شغل مورد نظر را برای آن تهیه کرده.
تصویر حرفه ای از خودتان ارائه کنید
برای استخدام شدن تاثیری که  از طریق رزومه تان می گذارید و برداشت اولیه کارفرما بسیار مهم است و این نکته ایست که باید به آن فکر کنید. تصور کنید که در خانه نشسته اید و برادر یا خواهرتان به شما می گوید که قصد دارد یکی از دوستانش را به شما معرفی کند. وقتی زنگ خانه به صدا در می آید، شما به سمت در می روید تا برای اولین بار این شخص را ملاقات کنید. وقتی در را باز می کنید کسی را با یک لکه بزرگ ماکارونی درست وسط لباسش می بینید. به این ترتیب قبل از اینکه با او دست بدهید و خودتان را معرفی کنید تاثیر اولیه ای از او گرفته اید. در مورد رزومه هم همین اتفاق می افتد. اگر مدیر استخدام شرکت رزومه شما را باز کند و قبل از هرچیز یک لکه ماکارونی درست وسط آن ببیند، قبل از خواندن اولین کلمه برداشت ذهنی اولیه ای از شما خواهد داشت. در دنیای جستجوی مشاغل ایجاد تصویر حرفه ای و برداشت مثبت اولیه ، اولین مانعی است که باید از آن عبور کنید. این موضوع در مصاحبه هم بسیار با اهمیت است که بعدا در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
دستاوردهای کاری و موفقیت هایتان را برجسته کنید
بین رزومه متوسط، روزمه خوب و رزومه عالی فرق زیادی هست. آنچه که رزومه را عالی می کند توانایی منعکس ساختن دستاوردها ، پیشرفت های کلیدی و مهارت هایی است که قابلیت های حرفه ای شما را بالا برده اند و نکته دیگر نشان دادن توانایی شما در انتقال و کاربرد این مهارت ها به حرفه جدیدتان است. معمولا رزومه ها جایی شکست می خورند که افراد بر وظایف و مسئولیت های روزانه شان تاکید و تمرکز می کنند ( من این کار را هرروز انجام می دادم). در حالیکه باید جملاتی نوشته شود که نشاندهنده پیشرفت کاری  شماست و تمرکزش بر این مسئله باشد که قابلیت های شما چگونه برای سازمان ارزش افزوده به همراه داشته است. آوردن مثال در کنار اینگونه جملات خود به خود شما را در سطحی بالاتر از سایر رقبا قرار خواهد داد. 
2-1 رزومه ها در کشورهای مختلف با هم فرق دارند
آیا مهم است که رزومه خاص کشوری نوشته شود که قصد کارکردن در آن را دارید؟ آیا نوشتن رزومه خاص آن کشور شانس شما را در به دست آوردن آن شغل بالا می برد؟ آیا رزومه ای که با آن شغلی را در انگلستان به دست آورده اید برای بازار کار استرالیا یا کانادا هم قابل استفاده است؟ آیا واقعا لازمست که رزومه جدیدی برای یافتن شغل در کشوری دیگر طراحی کنید؟ جواب ساده است. هر رزومه و هر معرف رزومه ای(cover letter) که می نویسید باید خواسته های شرکت و بازار کار آن شغل در آن کشور را هدف بگیرید. 
در کشورهای مختلف اطلاعاتی که از شما انتظار می رود در رزومه تان لحاظ کنید متفاوت است و بنابراین نکته حیاتی، آماده و ارائه کردن رزومه جدید منحصرا براساس نیازها و الزامات آن کشور است. ممکن است جایی نوشتن اطلاعات شخصی مثل وضعیت تاهل و تاریخ تولد لازم باشد ولی به این معنی نیست که در مورد رزومه ای که برای کشور دیگری آماده می کنید، باید استاندارد کشورقبلی را حفظ کنید. این احتمال وجود دارد که این موارد نامناسب و حتی غیرقانونی تلقی شوند و به همین دلیل رزومه قبل از خوانده شدن کنار گذاشته شود.
شرایط و الزامات اروپایی  
اخیرا در کشورهای اروپایی قوانین رزومه نویسی به طور جدی تغییر یافته است و کشورها به عنوان اعضای اتحادیه اروپا باید از شکل ظاهری و معیارهای یکسانی برای نوشتن رزومه پیروی کنند. قالب رزومه یوروپس (Europass CV) به خاطر " فراهم آوردن فرصتی برای شهروندان به منظور ارائه اطلاعاتی روشن و قابل فهم در رابطه با صلاحیت و شایستگی هایشان "  طراحی شده است. این استاندارد برای متقاضیان مشاغل اروپایی بسیار ایده آل است و مسائلی مانند تفاوت های فرهنگی و تاثیر شرایط خاص کشورها را کمرنگ می کند. برای یک شخص فرانسوی که متقاضی شغلی در بلژیک است این نوع رزومه نویسی کاملا کارساز است ولی وقتی تقاضای کار به امریکا و کانادا، استرالیا یا آسیا فرستاده می شود، قوانین کاملا متفاوت خواهد بود. 
معمولا اطلاعاتی از قبیل ملیت، تاریخ تولد و جنسیت در رزومه های کشورهای اروپایی و آسیایی دیده می شود. در افریقای جنوبی اطلاعات جزئی تری مانند شماره شناسایی فرد و اطلاعات قومی قبیله ای هم لازم است. ( تا وضعیت فرد از لحاظ برنامه BEE و تبعیض مثبت و اصلاح تبعیض های اجتماعی مشخص شود)  ولی در امریکا، کانادا واسترالیا قوانین مربوط به حریم خصوصی اینگونه اطلاعات شخصی  را غیرضروری کرده است. در کانادا کارفرما حق پرسیدن سن متقاضی را ندارد. ولی چنانچه برای مشاغل خاصی طبق قوانین فدرال یا استانی محدوده سنی وجود داشته باشد، کارفرما می تواند سن فرد را جویا شود. 
تفاوت ها در امریکا و کانادا با سایر کشورها
معمولا اصطلاحات رزومه و CV به جای هم به کار می روند،. CV در امریکا و کانادا  مشابه سایر کشورها نیست و رزومه بیشتر متداول است. در امریکا و کانادا CV نوشته ای طولانی تر از رزومه است که پژوهشگران و اعضای هیات علمی دانشگاه ها می نویسند.
آیا الصاق عکس لازم است؟
در این مورد هم اختلاف دیده می شود. در انگلستان نباید این کار را انجام داد، در آلمان و فرانسه و بسیاری از کشورهای آسیایی عکس ضمیمه می شود ولی در امریکا، کانادا و استرالیا چنین کاری توصیه نمی شود. نظر شخصی  من اینست که عکسی به رزومه تان متصل نکنید. این محتوای رزومه شماست که اهمیت دارد و مسئله اصلی جلب شدن توجه خواننده رزومه نه به چهره تان بلکه به مهارت ها و توانایی های شماست. اگرچه این روزها در بسیاری از موارد و به صورت غیر مستقیم کارفرمایان از طریق شبکه لینکدین قادر به دیدن عکس شما هم خواهند بود. 
بهترین کار انجام یکسری تحقیقات قبل از ارسال رزومه است تا در مورد تفاوتهای موجود اطلاعاتی کسب کنید. البته یک رزومه نویس حرفه ای هم می تواند در مورد بایدها و نبایدها، قالب رزومه، ساختار و نحوه ارائه آن به شما کمک کند. در حال حاضر سازمان های غیر انتفاعی مانند WorkBC، Success, ISS BCو ..... در ونکوور بزرگ کارگاههای رزومه نویسی را برای آشنایی شما با رزومه نویسی در قالب استاندارهای استان بریتش کلمبیا همه ماهه و به صورت منظم برگزار میکنند و افراد حرفه ای میتوانند رزومه شما را قبل از ارسال بررسی نمایند. با اینحال عمده تمرکز رزومه باید بر دستاوردها و فعالیت های ارزشمندی باشد که در پی آنها موفقیتی حاصل کرده اید. در نهایت کارفرما می خواهد بداند که شما چگونه می توانید چیزی به مجموعه او بیافزایید و چه مهارت ها و تجربه هایی را همراه خود به شرکت او خواهید برد.
حرف آخر اینکه هرگز در مورد صلاحیت ها و دستاوردهایتان دروغ نگویید و سرهم بندی نکنید. این مسائل دیر یا زود فاش می شوند و نتیجه آن برکناری و اخراج است و حتی در برخی کشورها طبق قوانین کیفری ممکنست تحت پیگرد قانونی قرار بگیرید.
3-1 آیا رزومه می تواند مانع به دست آوردن شغل جدیدتان شود
به نظر می رسد که وقتی افراد برای شغل های مختلف تقاضانامه پر می کنند و در مقابل به مصاحبه کاری دعوت نمی شوند، خیلی زود شرایط یا دیگران را مقصر می شمرند. بارها از کسانیکه در جستجوی کار هستند شنیده ام که برای بیش از صد شغل تقاضانامه های آنلاین فرستاده اند و حتی یکبار هم به مصاحبه دعوت نشده اند. آنها این مسئله را به وضعیت فعلی اقتصادی نسبت می دهند یا می گویند که دلیل آن وجود تقاضاهای زیاد و فرصت های اندک است. هرچند گاهی هردوی این دلایل می تواند درست باشد، اما شاهدیم که شرکت ها همچنان با افراد مصاحبه می کنند و برخی را استخدام می کنند. اگر شما جزو افرادی هستید که بعد از ارسال رزومه های فراوان هنوز نتیجه نگرفته اید، احتمالا وقتش رسیده که چند سوال سخت از خودتان بپرسید.
این مطلب بخش اول از مجموعه مطالبی میباشد که در باره رزومه و کاور لتربرای افراد جویای کار در کانادا تهیه شده است. بخش های بعدی در چند روز آینده به اشتراک گذاشته میشود.


مطالب مرتبط:

عسل و دارچین؛ اکسیر جوانی

خوشبختانه این روزها عسل و دارچین در هر آشپزخانه‌ای پیدا می‌شود. با ترکیب این دو ماده‌ی ساده برای خودتان اکسیر جوانی بسازید. به همین سادگی به همین جوانی!

انسان از همان بدو خلقت دریافته است که روند پیری مانند جاده‌ای یک طرفه است که برگشت ندارد. برای همین همیشه به دنبال راهی برای مقابله با آن بوده است. در واقع بشر از همان ابتدا به دنبال اکسیر جوانی بوده و از همان ابتدا افسانه‌های زیادی در این خصوص شکل گرفته است.

این روزها هم که دانشمندان بیکار ننشسته‌اند و در آزمایشگاه‌های خود مدام با کندوکاو در سلول‌های موش‌های آزمایشگاهی، استفاده از مواد شیمیایی خاص برای معکوس کردن روند پیری، کاهش فعالیت میتوکندری و خلاصه کلی کار ریز و درشت دیگر سعی دارند پیری را از انسان دور کنند.

بدون شک شما هم نمی‌خواهید به این زودی‌ها گرد پیری روی سر و صورتتان بنشیند و دور از جانتان آن «شتر معروف» در خانه‌تان را پیدا کند. ترس از پیری و بیماری در وجود بشر بوده و خواهد بود؛ اما لازم نیست کارهای عجیب و گاها خطرناک انجام دهید تا جوان بمانید. شما محققان را به حال خود بگذارید تا میتوکندری ها را زیر و رو کنند. همین روش‌های ساده را دریابید.

عطر دارچین، طعم عسل

عسل و دارچین یک زوج کامل و بی‌نقصی تشکیل می‌دهند که با طبیعی‌ترین و سالم‌ترین شیوه، خدمت زیادی به سلامتی تک‌تک ما می‌کند. در واقع از ترکیب این دو می‌توان به اکسیر جوانی کم خرجی دست یافت و از آن استفاده کرد. البته با یک بار استفاده کردن معجزه نمی‌کند اما مصرف منظم آن پیری و بیماری را از شما دور خواهد کرد. این ترکیب سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و باکتری‌ها و ویروس‌ها را از کار می‌اندازد.

عسل: خدا قوت زنبور عسل

عسل یک ماده‌ی غذایی باارزش است. این ماده‌ی غذایی ضدباکتری و ضدالتهاب بوده و خواص آنتی‌اکسیدانی آن شهره‌ی عام و خاص می‌باشد. هیچ‌چیز به اندازه‌ی عسل با شیرینی و سخاوت تمام، سرفه‌های بی‌امان را تسکین نمی‌دهد. اگر استرس و خستگی جسمی کلافه‌تان کرده خیلی زود به سراغ عسل بروید. اگر دیابتی هستید باید بدانید که مصرف میزان کم و معقول آن برایتان مشکلی به بار نمی‌آورد (البته بهتر است حتماً با پزشکتان مشورت کنید).

دارچین فراتر از یک ادویه‌ی ساده

باورتان می‌شود که دارچین حاوی کلسیم است؟ البته خواص آن به همین جا ختم نمی‌شود. این ادویه‌ی خوش عطر حاوی منگنز، منیزیم، پتاسیم، آهن، فسفر، سدیم، سلنیوم و زینک(روی) نیز می‌باشد. البته دارچین از ویتامین‌ها نیز بی‌بهره نیست. ویتامین A،B1 ،B2 ،B3 ،B5 و B6 و همچنین اسید اسکوربیک و ویتامین‌های E و K نیز جزو ویتامین‌های این ادویه‌ی خوش عطر می‌باشند.

این ادویه‌ی به ظاهر ساده میزان قابل‌توجهی اسیدهای آمینه مانند «والین»، «ترئونین»، «تریپتوفان»، «آرژنین» و «آلانین» دارد.

دارچین یک ضدعفونی‌کننده‌ی طبیعی است که می‌تواند با ویروس‌ها و باکتری‌ها مقابله کند برای همین هم در ترکیب خمیردندان‌ها و دهان‌شویه‌ها استفاده می‌شود.

می‌رسیم به خواص معجزه‌آسای ترکیب این دو ماده‌ی پرخاصیت:

خداحافظ سرماخوردگی، سرفه و سینوزیت

ترکیب عسل و دارچین برای درمان سرماخوردگی و تسکین سرفه و سینوزیت بسیار مفید است. برای این کار یک قاشق غذاخوری عسل را با یک چهارم قاشق غذاخوری دارچین و اگر لازم بود کمی آب جوش مخلوط کرده و میل کنید. این کار را به مدت سه روز انجام دهید تا حالتان خوب شود.

نباید یه مو از سرتون کم بشه

ترکیب عسل و دارچین به اضافه‌ی روغن نارگیل می‌تواند مشکل ریزش مو را تا حدی کاهش دهد. برای این کار یک قاشق غذاخوری عسل را با یک قاشق غذاخوری دارچین و دو قاشق غذاخوری روغن نارگیل مخلوط کنید. این ترکیب را به موهایتان بزنید و 15 دقیقه صبر کنید و سپس موهایتان را بشویید.

کلیه‌ها و مثانه جای عفونت نیست

مادربزرگ‌ها همیشه از این ترکیب برای درمان عفونت مثانه استفاده می‌کردند. به خاطر اینکه ترکیب این دو ماده‌ی ضدعفونی‌کننده باعث از بین بردن باکتری‌ها شده و میکروب‌های عفونت‌زا را از بین می‌برد. برای این کار دو قاشق غذاخوری پودر دارچین را با یک قاشق غذاخوری عسل و آب ولرم ترکیب کرده و میل کنید.

معجزه‌ی عسل و دارچین برای خوش‌اندامی

لاغری و تناسب اندام شما را به مراتب جوان‌تر و زیباتر نشان می‌دهد. خوشبختانه ترکیب این دو ماده‌ی غذایی پرخاصیت باعث تنظیم متابولیسم یا همان سوخت و ساز بدن می‌شود که به تناسب اندام کمک زیادی می‌کند. توصیه می‌کنیم یک قاشق غذاخوری عسل را با یک قاشق غذاخوری دارچین مخلوط کرده و روزانه دو مرتبه میل کنید (نیم ساعت قبل از صبحانه و نیم ساعت قبل از خواب).

عسل و دارچین دوست معده

اگر از مشکلات گوارشی رنج می‌برید دارچین و عسل را دریابید. یک چهارم قاشق غذاخوری پودر دارچین را با دو قاشق غذاخوری عسل و کمی آب ولرم مخلوط کرده و میل کنید. در این صورت میزان اسید معده کنترل شده و مشکلات گوارشی‌تان کمتر می‌شود.

سیستم ایمنی‌تان به سلامت

تمام بیماری‌ها و مشکلات زمانی حاصل می‌شوند که سربازهای بدن ما به درستی از پس باکتری‌ها و ویروس‌ها برنیایند. اگر سیستم ایمنی بدن قوی باشد به این راحتی‌ها پای بیماری به بدن ما باز نمی‌شود. می‌توانید با مصرف ترکیب عسل و دارچین کمک زیادی به تقویت سیستم ایمنی بدنتان بکنید. باید بدانید که عسل قدرت دفاعی گلبول‌های سفید را بالا می‌برد.

برای همین بدن بهتر با باکتری‌ها و بیماری‌های عفونی مقابله می‌کند. مصرف این ترکیب همچنین خستگی و بی‌حالی را از شما دور می‌کند.

ماسک عسل و دارچین برای مقابله با آکنه و بستن منافذ پوست

عسل آنتی‌بیوتیک و ضدعفونی‌کننده است برای همین می‌تواند باکتری‌های مسئول بروز جوش‌ها را ناکار کند. استفاده از عسل به عنوان ماسک مانع از تکثیر باکتری‌ها در سطح پوست می‌شود. این ماده‌ی غذایی ترشح سبوم را کنترل می‌کند برای همین هم منافذ پوست را تمیز کرده و می‌بندد. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در عسل پوست را مرطوب و از بروز چین و چروک جلوگیری می‌کند. دارچین نیز خاصیت ضد باکتریایی دارد و ترکیب آن با عسل برای رفع جوش‌ها و تنگ کردن منافذ پوستی فوق‌العاده بوده و برای همه‌ی انواع پوست‌هایی که جوش می‌زند مناسب است.

اگر پوست نازکی دارید به طوری که مویرگ‌هایتان پیداست (همان کوپروزها یا رگه‌های زیر پوست) نیز می‌توانید به ترکیب عسل و دارچین اعتماد کنید. برای اینکا 3 قاشق غذاخوری عسل را با یک قاشق غذاخوری پودر دارچین ترکیب کنید هم بزنید تا یکدست شود. ماسک را روی پوست صورتتان بزنید و بیست دقیقه صبر کنید و سپس صورتتان را بشویید.

اگر جوش‌های صورتتان خیلی زیاد است می‌توانید این ماسک را قبل از خواب بزنید و بگذارید تا صبح ماسک روی صورتتان بماند. البته حواستان باشد این ماسک باعث کثیف کاری ملافه‌تان خواهد شد. توصیه می‌کنیم ماسک را به دور چشم‌ها نمالید.


۱۳۹۴/۱۰/۰۷

چگونه به بهترین سرنوشت خود برسید؟


زندگی سفری به سوی مقصدی معلوم (سرنوشت) است. اگر نمی توانید نقشهء راه سرنوشت خود را بکشید، شما بزرگترین مانع در حرکت خود هستید. در این صورت، شبیه به ربات برنامه ریزی شده ای خواهید بود که برای تحقق قصدهای دیگران زندگی می کند.
همه زندگی تان بر اساس انتخاب های شما شکل گرفته است. سرنوشت شما مجموعه ای از همین انتخاب هاست. شما تنها دو حق انتخاب دارید: کمتر یا بیشتر.

در انتخاب اول، باید کمتر بخوانید، کمتر یاد بگیرید، کمتر فکر کنید، کمتر بفهمید، کمتر تولید کنید، کمتر بدست آورید و به طور کلی از لحاظ مادی و معنوی کمتر باشید و برای جامعه نیز کمتر مفید باشید.

در انتخاب دوم، بیشتر می خوانید، بیشتر یاد می گیرید، بیشتر فکر می کنید، بیشتر آگاه می شوید، بیشتر می فهمید، بیشتر تولید می کنید، بیشتر بدست می آورید؛ به طور کلی بیشتر می شوید و از لحاظ مادی و معنوی بیشتر به جامعه خود خدمت می کنید. شما می توانید انتخاب کنید که کمتر باشید یا بیشتر. زندگی مانند یک معادله متوازن است.

بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت می کنید و کمتر بدهید، کمتر می گیرید. این قانون طبیعت است و گریزی از آن نیست. سرنوشت شما نیز اینگونه شکل می گیرد. برای رسیدن به سرنوشت بهتر و بهترینِ خود، باور کنید و امیدوار و منتظر باشید که به آن می رسید. شما نمی توانید بهترینِ خود را شبیه سازی کنید. نمی توانید خودِ بهترتان را تقلید کنید. شما تنها می توانید با بیشترین تلاشِ فردی، بهترینِ خود شوید. رسیدن به بهترین سرنوشت، نیاز به تلاش بسیار و دائمی دارد. باید نقشه راه سرنوشت خود را طراحی کنید.

بدون داشتن نقشه و تمرکز بر آن خیلی زود دچار سرگردانی می شوید. بی هدفی و بی تفاوتی در زندگی بدترین جنایتی است که کسی می تواند برعلیه خود مرتکب شود. نتیجه آن، جز قربانی شدن برای اهداف دیگران نیست. به بهترینِ خود ایمان داشته باشید. ایمان، انگیزه ای قوی و حرکت دهنده به سمت سرنوشتِ بهتر شماست. زمان خود را با ملامت خانواده یا ناراحتی از شرایط هدر ندهید. بسیاری از افراد موفق جهان از شرایط خوبی برخوردار نبودند. بنیامین فرانکلین، آبراهام لینکلن و حتی ناپلئون .

از امروز حداکثر تلاش خود را به کار گیرید و حرکتی سریع را به سوی سرنوشت بهترتان شروع کنید. شما در درون خود می دانید چه می خواهید. همه مسائل ابتدا باید در درون شما، توسط افکاری که با آنها سرنوشت تان را می سازید، حل شوند. بزرگترین اشتباه این است که توانایی های خود را دست کم بگیرید. از یاد نبرید بهترین سرنوشت در مکانی دور منتظر شما نیست. سرنوشت شما در آنچه حالا در انجام آن هستید قرار دارد. دانه سرنوشت خود را با قدرت در فکرتان بکارید. دانه سرنوشت شما به آفتاب ایمان نیاز دارد. ایمانی که شما را به سرعت سوی بهترینِ خود (بهترین تقدیر) حرکت می دهد.

ترجمه : نسا ولایی 




۱۳۹۴/۰۹/۱۷

تاریخچه روز یادبود در کانادا

تقریبا از اول نوامبر در کانادا گلهای قرمز کاغذی یا پلاستیکی کوچکی (پاپی یا همان شقایق) که مردم روی سینه شان نصب کرده اند نظرتان را به خود جلب می کند. از مجری تلویزیون گرفته تا و کارکنان دانشگاه و مردم عادی کوچه و خیابان استفاده می کردند. 11 نوامبر روز یادبود فداکاری سربازان کشته شده (شهید)  در جنگ ها بخصوص جنگ های جهانی. چون جنگ جهانی اول رسما در ساعت یازدهم روز یازدهم ماه یازدهم سال 1918 تموم شد. بنابراین کانادا و چندین کشور دیگه روز یازده نوامبر هر سال رو به عنوان روز یادبود گرامی میدارن و به احترام این افراد راس ساعت یازده این روز دو دقیقه  سکوت میکنن.
  
اینکه هر کشوری در طی تاریخش جنگ هایی داشته و مردان و زنانی برای دفاع از خاک و مردم خود جان خود را گذاشته اند و هر جامعه ای روز و مراسماتی برای زنده نگه داشتن و تقدیر از ایشان دارد چیز تازه و عجیبی نیست. اما نکته  جالب این  است که این روز و این یادبود محدود به جنگ جهانی دوم و اول و این و آن نمی شود و بگونه ای تمام رشادت های تاریخ کشور و یک ملت را شامل می شود. 

 این یادبود تا حد زیادی مردمی است. "مردم" هم به معنای واقعی کلمه همه مردم را شامل می شود و مذهبی و غیرمذهبی، پیر و جوان، مهاجر و غیرمهاجر را شامل می شود. همین نصب گل های قرمز کاغذی روی لباس رسم فوق العاده زیبایی است که اثرش از هزار و یک نمایشگاه و رژه و برنامه تلویزیونی و دولتی بیشتر است. البته دولت هم مراسم خیلی محدود در پایتخت برگزار می کند، اما واقعا نه خرج چندانی برای این مراسمات می شود نه اینکه تلویزیون (که اینجا دولتی هم نیست) تمام وقت خودش را به این چیزها میدهد، در حد همان گل قرمز روی لباس مجری و شاید چند گزارش یا مصاحبه کوتاه با بازماندگان و سربازان قدیمی جنگی کانادا. خلاصه که هیچ وقت حس نکردم این روز را دولت کانادا پاس می دارد، و این گل های سرخ حتی گاه مهاجری را هم که تازه پا به این سرزمین گذاشته وسوسه می کند که یکی از آن ها را از جعبه کوچکی که جلوی در ورودی دانشکده گذاشته اند بردارد و در این یادبود دسته جمعی شرکت کند.

نسا ولایی 

۱۳۹۴/۰۹/۰۹

عشق و زندگی


شعر عشق و زندگی

"هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.
عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.
زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.
اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن زندگی نیست.
بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر خواهی بود.
توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو، ترازوی وجود تو.
تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن که عشق را بفهمی، عاشق شو!
و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست.
هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی‌است تا بدانی.
عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و جشن آن را بیاموز.
عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات نیست. 
عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛ عشق دروازه ملکوت است."

۱۳۹۴/۰۸/۱۱

4 درس مهم زندگی از بازی پرهیجان فوتبال

4 درس مهم زندگی از بازی پرهیجان فوتبال

فوتبال صرفا یک ورزش نیست. فوتبال نیز یک سیستم است و تمام سیستم ها برای بقانیاز به پیروی از اصول دارند. شما اگر بتوانید اصولی را که در فوتبال رعایت میشود را دریابید میتوانید آنرا در زندگی و کسب و کارتان نیز استفاده کنید.

درس شماره 1 : زخمی خواهید شد

اگر فوتبال بازی میکنید حتما چندبار زخمی شدید. احتمالا ساق پایتان به ساق پای حریفتان خورده باشد و از درد فریادی بلند سر دادید(!) اما شما فوتبال را دوست دارید… هرچند در طول بازی زخمی شده باشید اما شما فوتبال رو دوست دارید؛ عشقِ به فوتبال شما بیشتر از ترس از زخمی شدن شماست !

در زندگی و کسب و کار نیز چنین است.

شاید ضربه ای که در زندگی خوردید 100 برابر بدترین ضربه بازی فوتبال باشد اما مطمئن باشید دیگر کسی به فریادتان اهمیت نخواهد داد. این شما هستید که باید یاد بگیرید اگر ضربه خوردید و روحتان زخمی شد باید ادامه دهید زیرا عشقِ به موفقیت شما بیشتر از ترس از شکست تان باید باشد.

اگر در زندگی ضربه میخورید؛ شکست میخورید و انگار دنیا بر سرتان خراب میشود یک مزیت نسبت به فوتبال دارد و آن هم فرصت یادگیری از شکست هایتان است.

درس شماره 2 : شما درون تیم بازی میکنید, نه همراه تیم

در بازی فوتبال؛ موفقیت فقط نسیب تیمی میشود که به عنوان یک تیم بازی میکنند نه به عنوان مجموعه ای از بازیکنان.

در فوتبال اگر دفاع نتواند دفاع کند دروازه بان در خطر گل خوردن و باختن تیم قرار خواهد گرفت. اگر دروازه بان گل بخورد کل تیم بازنده میشود نه فقط دروازه بان؛ پس تک تک بازیکنان مهم هستند حتی آنهایی که توپ را هدایت نمیکنند.
در زندگی نیز همین اصل برقرار است. زندگی داستان قهرمان تنها و یکه تازی نیست مسیر موفقیت را توانسته یک تنه بپیماید. شما در زندگی واقعی باید تیم داشته باشید. هرچند کوچک اما یک تیم داشته باشید. برای این منظور باید به بهترین نحو با دیگران رابطه برقرار کنید، رهبری کنید تا بتوانید بر آنها نفوذ کنید وآنها را وارد مجموعه و تیم خود کنید.

درس شماره 3 : داشتن یک مربی خوب مهم است

اگر بهترین بازیکن را در تیم فوتبالی که مربی بدی دارد داشته باشید تیم, در دراز مدت هیچ موفقیت بزرگی بدست نخواهد آورد. اما اگر بهترین مربی را برای بدترین تیم انتخاب کنید بدون شک بعد از چند سال آن تیم فوتبال شاید قوی ترین تیم در دنیا شود.

مربی یک تیم مهم ترین وظیفه اش مشخص کردن روابط بین بازیکنان است. مربی یک تیم مهارت بازیکنان را به همدیگر ربط میدهد و یک سیستم پویا تشکیل میدهد.

در زندگی واقعی نیز شما بدون شک نیاز به یک مربی دارید.

شاید مربی شما تخصص فوتبالی نداشته باشد اما به سادگی کسی که بتواند موفقیت شما را به شما یادآوری کند میتواند مربی شما باشد. کسی که بتواند شما را از نظر یک شخص سوم ببیند و صادقانه نقاط ضعف و قوت تان را به شما یادآوری کند که یک موهبت است در زندگی. شما در زندگی نیاز به یک مشاور دارید کسی که بتوانید تمام فعالیت هایتان را با او درمیان بگذارید و بازخورد بگیرید.

درس شماره 4 : نهایت سعی تان را باید بکنید

در فوتبال یا در هر ورزش دیگری شما برای موفقیت باید نهایت سعی تان را بکنید. شما باید هر فرصتی را که پیدا میکنید صرف بهتر کردن بازی خود کنید تا در مسابقه اصلی در برابر حریفتان بهترین تمرینی که کرده اید را به نمایش بگذارید.

در زندگی و کسب و کار نیز چنین است.

شما برای بدست آوردن رویاهایتان باید نهایت سعی تان را بکنید. نباید اجازه دهید شکست هایتان مانع رسیدن شما به اهدافتان باشند باید از آنها پله ای برای صعود یک پله بالاتر و پیشروی به سمت اهدافتان باشد. اگر در محل کارتان هستید واقعا کارکنید، اگر نزد خانواده هستید، تماما وقتتان را صرف خانواده کنید. بهترین آزمون شما برای اینکه بهترین عملکردتان را داشته باشید پرسیدن یک سوال ساده است : آیا من هرآنچه را که میتوانستم انجام دادم؟

منیع: 12CEO

۱۳۹۴/۰۷/۲۱

تاریخچه جشن شکر گزاری در کانادا و آمریکا

در تاریخ ایالات متحده آمریکا، اولین سر نخ های تاریخی جشن شکر گزاری را می توان به تصمیم جرج واشینگتون – رییس جمهوری وقت- در سال 1789 دانست برای اعلام روزی جهت سپاسگزاری از خداوند و برکت هایی که به مردم ارزانی کرده است و برای اینکار بیست و ششم نوامبر را در نظر گرفت. اما پیش از آن در سالهای 1777 تا 1783 جشن شکرگزاری در ماه دسامبر برگزار می گردید و مدت پنج سال هم جشن برگزار نشد.

بعد از جرج واشینگتون، روسای جمهور دیگری نیز تغییراتی در زمان جشن دادند و حتی در زمان جیمزمدیسون دو نوبت در سال به این امر تخصیص یافت. ایده تبدیل روز شکر گزاری به یک تعطیلی ملی به زمان آبراهام لینکلن باز می گردد. در 1863 در پی پیروزی های سرنوشت ساز ارتش شمال در جنگ های داخلی آمریکا، چهارمین پنجشنبه نوامبر رسما تعطیل ملی و روز شکرگزاری اعلام شد. هر چند که این تصمیم هنوز در سراسر ایالات متحده، خصوصا جنوب که شمال را غاصب و متجاوز می دانستند، به  رسمیت شناخته نشده بود.

در اواخر قرن نوزدهم جشن برداشت خرمن نیوانگلند – که بعدها به جشن شکر گزاری بدل شد – رسما در سراسر ایالات متحده جشن گرفته میشد. باور تاریخی نجات یافتن پیلگریم ها – یا همان زوار- توسط سرخپوستان و مبداء قرارگرفتن این مناسبت به عنوان جشن شکرگزاری، اولین بار در سال 1820 توسط نویسندگان خیالپرداز آمریکایی مطرح گردید و نقاشی های مربوط به این مراسم به حدی معروف و متداول گردید که تصور جدیدی از بابت ریشه این جشن شکل گرفت که البته سندیت تاریخی ندارد. حتی لفظ پیلگریم – یا زایران- نتیجه نامگذاری تخیلی فرقه مذهبی جدایی طلبان کلیسای انگلستان است که در پی تشدید اختلاف عقیدتی با کلیسا به قاره جدید کوچ کردند.

کانادا:
اولین جشن شکرگزاری در سرزمینی که امروز کانادا نام دارد در سال 1578 و در نیوفاندلند اتفاق افتاد. در اوایل سالهای 1600 گروه مهاجران فرانسوی به رهبری سامویل د شامپلن – رهبر فرقه شادمانی و نیکی-  در این منطقه ساکن شدند و در هر برداشت خرمن جشن های مفصل برگزار می کردند و خوراک خود را با همسایه های بومی تقسیم می کردند. 

اولین جشن رسمی شکرگزاری در پانزدهم اپریل 1872 به شکرانه بهبود پادشاه آینده انگلستان، ادوارد هفتم، از یک بیماری سخت و خطرناک برپاشد. جشن بعدی در سال 1879 و در یک پنجشنبه از ماه نوامبر برگزار گردید. بنظر میرسد کانادا هم مثل همسایه جنوبی اش در انتخاب یکروز مشخص برای این جشن مشکل داشته است.

در سالهای 1879 تا 1898 شکرگزاری در یکی از پنجشنبه های نوامبر برگزار میشد. از 1899 تا 1907 در یکی از روز های پنجشنبه ماه اکتبر جشن می گرفتند – بجز سالهای 1901 و 1904 که یکی از روزهای پنجشنبه نوامبر به این امر تخصیص یافت. در سالهای 1908 تا 1921 دوشنبه ای در اکتبر و از 1922 تا 1930 سالروز پایان جنگ اول جهانی – یازدهم نوامبر- بعنوان روز شکر گزاری جشن گرفته شد. 
از 1931 تا 1957 پارلمان ماموریت یافت تا هر سال روزی را برای شکرگزاری تعطیل اعلام کند تا سرانجام در روز سی و یکم ژانویه سال 1957 پارلمان تصمیم گرفت تا از آن پس دومین دوشنبه ماه اکتبر بعنوان روز سپاسگزاری از خداوند برای برکات و نعماتی که به مردم کانادا عطا فرموده است اختصاص یابد و این تصمیم تا امروز پا بر جا مانده است.

چرا بوقلمون؟
بنجامین فرانکلین، دانشمند آمریکایی که به ریاست جمهوری آمریکا هم رسید، علاقه مند بود که بوقلمون را به عنوان سمبل ملی ایالات متحده آمریکا مطرح سازد. بوقلمون وحشی حیوانی بسیار چالاک و سریع است و زاویه دیدی برابر 270 درجه دارد. زندگی خانوادگی تشکیل می دهد و برای دفاع از خانواده اش تا سر حد جان  می جنگد. علاقه فرانکلین به بوقلمون و تشویق رسمی دولت وی به وارد کردن بوقلمون به سفره جشن شکرگزاری موجب گردید تا از اواخر قرن هجدهم این پرنده غذای اصلی جشن را تشکیل دهد. هر چند که بعدا سمبول دولت آمریکا به عقاب (بالد ایگل) تغییر پیدا کرد، بوقلمون موقعیت خود را در جشن شکرگزاری تا به امروز حفظ کرده است. 
شباهت زیاد این جشن در شکرگزاری از برکات الهی در پی برداشت خرمن با جشن مهرگان ایران باستان قابل تعمق و مطالعه بیشتر است. 


۱۳۹۴/۰۷/۱۵

تاريخچه و آداب و رسوم هالووين

هالووين را غروب روز سی و يکم ماه اکتبر جشن می گيرند و آداب و رسوم آن عبارتند از آتش افروختن، به تن کردن لباس های عجيب که هر کدام از دوره ای تاريخی و يا شخصيت های خيالی الهام گرفته ، رفتن به ديدار ارواح و خانه هايی که در تصرف ارواح و اجنه و روشن کردن شمع و فانوس در اشکال و اندازه های مختلف است.

مهاجران اسکاتلندی و ايرلندی که در آمريکای شمالی اسکان گزيدند اين مراسم را در قرن نوزدهم در بخشهايی از آمريکا گسترش دادند. به مرور اين جشن به تعدادی از کشورهای انگلوساکسون ديگر مثل کانادا، بريتانيا و بعدها استراليا و نیوزیلند نيز گسترش يافت.

اکثر مورخان معتقدند که ريشه های اين جشن به يکی از مراسم اقوام سلتيک ساکن غرب اروپا و حدود دو هزار سال پيش برمی گردد. در آن دوران اين اقوام بت پرست در روزی مصادف با پايان اکتبر و يا اول نوامبر سال نو خود را جشن می گرفتند. به اين روز و اين جشن « سو اين » گفته می شد.

اين مردمان بر اين باور بودند که در چنين روزی روح تمام جانداران و پديده های طبيعی به سوی جهان پس از هستی حرکت می کنند و در اين سفر اهريمنان، پری ها ، جادوگران و اجنه با انسانها همراه می شوند.

مردمان سلتيک در اين ايام علاوه بر قربانی کردن حيوانات برای خدايان و گردآمدن دور شعله های بزرگ آتش ، لباسهای ويژه ای می پوشيدند که به احتمال زياد اکثر آنها از پوست حيوانات بود و به اين شکل می خواستند ارواح و اجنه را فريب داده و از تسخير روح خود توسط آنها جلوگيری کنند. علاوه بر اين گفته می شود که با پوشيدن ماسک و رنگ کردن صورت خود با رنگ های تيره خود را به شکل اجدادشان در می آوردند.

در اين جشن ها گاه زنان  لباس مردانه می پوشيدند و مردان لباس زنانه که ظاهرا هدف آن به هم ريختن نظم و قواعد حاکم بر جوامع آن روزگار بوده است.

يکی ديگر از آداب آنها دوره گردی و رفتن به در خانه های يکديگر بوده و با اجرای برنامه های مضحک جلوی هر خانه ای از صاحب آن غذا و نوشيدنی طلب می کردند. سنتی که از نظر برخی مورخان به رسم قاشق زنی در روز چهارشنبه سوری شباهت فراوانی دارد.

پس از رواج مسيحيت در قلمروی که مردمان سلتيک در آن می زيستند به مرور رهبران مذهبی و سياسی اين جوامع سعی کردند تمام رسوم دوران بت پرستی را با مسيحيت انطباق داده و يا آنها را منسوخ کنند. 

در قرن هفتم ميلادی پاپ رهبر مسيحيان اروپای غربی روز اول نوامبر را به عنوان يک سنت جديد مسيحی روز تمامی قديسان اعلام کرد.

از آن زمان به بعد بسياری از سنت های دوران بت پرستی تحت الشعاع آيين جديد مسيحيت به گوشه رانده شد. در قرن نوزدهم مهاجران ايرلندی و اسکاتلندی که در بخشهايی از آمريکای شمالی مستقر شده بودند باری ديگر رسوم ويژه اين روز را اجرا می کردند و با توجه به اينکه بخش بزرگی از اروپای غربی و آمريکای شمالی ديگر تحت نفوذ آيين های کاتوليک ها نبود اين مراسم به تدريج رواج پيدا کرد.

در نيمه قرن بيستم همزمان با گسترش ارتباطات و صنعت سرگرمی به خصوص در مرکز آن يعنی آمريکا بسياری از داستانهای عامه پسند، فيلمهای سينمايی و مجموعه های تلويزيونی به اين جشن پرداخته و به مرور نه فقط سراسر آمريکای شمالی بلکه تعداد ديگری از کشورهای انگليسی زبان با جزييات اين مراسم آشنا شده و آن را به تقويم جشن های مردمی خود افزودند.

امروزه تحت تاثير رواج مظاهر فرهنگی که از آمريکا به ساير نقاط جهان گسترش می يابد نسل جوان تعداد زيادی از کشورهای اروپايی و حتی بخشی از کشورهای آسيايی از اين روز به عنوان مناسبتی برای شادی و برگزاری نوع متفاوتی از جشن های کوچک و بزرگ استفاده می کنند.

آنچه که در طول بيش از دو هزار سال از آداب و سنن جشن هالووين باقی مانده است جايگاه ويژه آتش افروزی، روشن کردن شمع و فانوس ، پوشيدن لباسهای عجيب ، تلاش نمادين برای همراهی و دعوت ارواح و اجنه به اين مراسم و گاه دوره گردی و سرزدن به خانه همسايه ها برای قاشق زنی است.

هالووین ذر ایالات متحده بسیار پرطرفدار است و آمریکایی ها بیش از پنج میلیارد دلار هر سال خرج این جشن می کنند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
منابعی که برای تهیه این مطلب مورد استفاده قرار گرفته است:

http://news.nationalgeographic.com/news/2013/10/101029-halloween-costumes-ideas-history-science-nation/

http://www.huffingtonpost.com/2009/10/30/the-history-of-halloween_n_321021.html

۱۳۹۴/۰۶/۳۱

آشنایی با غذاهای سایر ملل در کانادا - Jerk chicken

Jerk chicken نوعی غذا در منطقه کارائیب است که از جوجه خوابانده شده در سٔس معروف جامأییکأیی به نام Jerk تهیه میشود. این نام از واژه jerky که نام نوعی گوشت نگهداری شده است گرفته شده و ربطی‌ به معنای منفی این لغت در انگلیسی ندارد. انواع گوناگونی از این غذا در سراسر منطقه کارائیب به خصوص جامأییکا یافت میشود و همچنین در مناطقی با پراکندگی وسیع جمعیت از نواحی کارائیب نیز از شهرت زیادی برخوردار می‌باشد. برخی‌ از آشپز‌های خانگی هم از پختن این غذا در خانه لذت میبرند. 

سٔس jerk در واقع نوعی ادویه خشک است که از ترکیب dry rub و فلفل شیرین به دست می‌‌آید. dry rub به خاطر طعم بسیار تندش معروف می‌باشد و دست کم فلفل قرمز این ادویه از تندترین انواع فلفل قرمز جهان است. بیشتر آشپز‌ها موسیر، میخک، دارچین، آویشن، جوز، فلفل و انواع دیگری از این دست را نیز به این سٔس می‌‌افزایند. یک سٔس Jerk خوب طعم تند بسیار قوی به همراه اندکی‌ از مزه شیرین با خود دارد. بسیاری از خانواده‌ها روش خاص خود را برای تهیه این ادویه به کار میبرند.

برای تهیه یک Jerk chicken سنتی، آشپز‌ها ادویه لازم را بر سطح جوجه میمالند و میگذارند تا در طول شب طعم این ادویه به خورد جوجه رود و مزه دار شود. سپس جوجه را روی آتش کباب میکنند و با برنج، سالاد و مخلوطی از سبزیجات سرو میکنند. جوجه پس از طبخ خشک، آتشین و کمی‌ دودی میشود.

برخی‌ از افراد از ادویه تر به جای ادویه خشک سنتی استفاده میکنند. ترکیبات ادویه تر شامل شیره، سٔس سویا، آب لیمو ترش تازه، سرکه و روغن می‌باشد. هنگامی که با ادویه تر Jerk chicken درست می‌کنیم جوجه آبدار تر و شیرین تر میشود. انتخاب نوع ادویه تا حد زیادی به سلیقه و سنّت‌های محلی بستگی دارد.

سٔس Jerk علاوه بر آنکه برای جوجه کاربرد دارد میتواند در پخت گوشت گاو، خوک و طیف وسیعی از انواع گوشت و همچنین جایگزین‌های گوشت مثل توفو و تمپه به کار رود. در گذشته گوشت را به قسمت‌های کوچک و یکنواخت تقسیم میکردند و پس از مزه دار کردن آن‌ با ادویه میگذاشتند تا خشک شود و بدین ترتیب گوشت خشک شده‌ای به دست میامد که اساسا به طور نامحدود دوام میکرد. ادویه Jerk کمک میکرد تا گوشت در فرایند پخت محفوظ بماند و همچنین به آن‌ طعم میداد. 

بسیاری از فروشگاه‌ها ادویه آماده این غذا را برای کسانی که میخواهند در خانه Jerk chicken درست کنند اما مایل به تهیه ادویه در منزل نیستند برای فروش عرضه میکنند. وجود کباب پز هم برای این غذا الزامی نیست اگرچه برای به دست آوردن بهترین طعم توصیه میشود. اگر کباب پز در خانه موجود نیست میتوانید آن را در فر اجاق گاز بگذارید تا بپزد. می‌توان از محلول دود مایع نیز برای به دست آوردن طعم سنتی این غذا استفاده کرد.

نورا نواپور