۱۳۹۵/۰۵/۰۴

آشنایی با ساختار روابط اجتماعی کانادا

ساختار روابط اجتماعی در کانادا بر اساس اصل عدم ‌تبعیض بین ملیتها، نژادها، اقوام و مذاهب گوناگون بنیان نهاده شده‌است. در این سرزمین به غیر از افراد بومی‌که تنها ساکنان دارای فرهنگ غنی چند هزار ساله هستند، دیگر مردمان مهاجرانی هستند که از قرن 16 میلادی با فرهنگ‌، سنت‌، سبک‌ و آداب و رسوم خاص خود دارد کانادا شده اند. گوناگونی و تنوع فرهنگی در کانادا سبب شده تا ساختار اجتماعی این کشور، ساختاری چند فرهنگی باشد و به همین نام نیز شناخته شود. واژۀ چند فرهنگی به این معناست که نژادهای متفاوت آزادند تا میراث و سنتهای فرهنگی خود را حفظ کرده و در جهت توسعه و تداوم آن تلاش کنند. این مردم  با وجود داشتن روابط اجتماعی و فرهنگی گوناگون بر اساس اصل عدم تبعیض، توانسته‌اند در کنار هم، مشارکت فعالی را در زمینه توسعۀ کلی این سرزمین ایفا نمایند. سیاست مهاجر‌پذیری در کانادا سبب شد تا در سال 1971 دولت فدرال، به‌طور رسمی اصل چند فرهنگی را پذیرفته و اعلام کند.

نکته: امروزه بر اساس سیاستهای جدید ترسیم شده در غالب قوانین جدید مهاجرت، کانادا بیشتر تمایل به جذب افرادی دارد که حداقل به یکی از دو زبان رسمی کانادا (انگلیسی- فرانسه) تسلط کامل داشته باشند.


امیدواری و خوش‌بینی نسبت به آینده، داشتن پشتکار و ارادۀ قوی، برخورداری از استقلال فردی، رعایت قوانین و قانونمند بودن، از دیگر مؤلفه‌هایی است که در جامعه کانادا بسیار مشهود است و وجه تمایزی برای ارزیابی این جامعه نسبت به کل جوامع غربی به شمار می‌آید.
حس همکاری و نوع‌دوستی مردم کانادا همگام با سیاست مهاجر‌پذیری دولت فدرال موجب شده‌است تا مهاجران با محیط پیرامون و زندگی تازۀ خود ارتباط سریع برقرار کرده و به راحتی به‌عنوان یک شهروند در روابط اجتماعی متقابل شرکت کنند. مجموعۀ این عوامل سبب شده است تا حس بیگانگی در محیطی ناآشنا و تازه، به مقدار قابل توجهی کاهش یابد.

فرهنگ چندگانه 
پدیدۀ چند‌فرهنگی که در جامعۀ کانادا به وضوح مشاهده می‌شود، ناشی از سیاست مهاجر‌پذیری این کشور است. در این راستا، پس از انعقاد پیمان اتحاد در سال 1867 میانگین افرادی که از نقاط مختلف جهان به این کشور مهاجرت کرده‌اند از 7 درصد به 25 درصد افزایش یافت. در این راستا مردم بیش از 200 کشور جهان به این کشور مهاجرت و همراه خود آداب و رسوم، فرهنگ و سنتهای گوناگون را نیز به جامعۀ کانادا وارد کرده‌اند، به‌طوری که امروزه از هر چهار کانادایی یک نفر دارای پیشینۀ قومی و فرهنگی متفاوت با مردمان انگلیسی یا فرانسوی است. در سال 1971 دولت فدرال با در نظر گرفتن این مطلب که ساختار دو زبانی و اصل چند فرهنگی از ارکان مهم و ضروری جامعۀ کانادا به شمار می‌روند، سیاست چند فرهنگی را به رسمیت شناخت. بر این اساس افراد مهاجر جهت ایجاد ارتباط و حس تطابق با جامعۀ کانادا، یکی از دو زبان رسمی این کشور را فرا‌می‌گیرند، ولی در عین‌حال در انجام مراسم سنتی و آداب و رسوم فرهنگی خود آزاد بوده و اختیار کامل دارند.
با وجود صحت این امر، در چند سال اخیر در برخی موارد، تلاشهای بسیاری از سوی کاناداییها برای احیا و نوآوری فرهنگی کشور، به خصوص در عرصه‌های مختلف هنری و فرهنگی از جمله ادبیات مکتوب، سینما، تئاتر، نقاشی و صنایع دستی به چشم می‌خورد.

خانواده در کانادا
خانواده در کانادا به‌عنوان بنیادی‌ترین عضو جامعه موقعیت ویژه‌ای دارد. به ‌طور کلی زندگی خانوادگی در کانادا بدین صورت شکل می‌گیرد که زن و مرد با پیمان ازدواج رسمی یا ازدواج غیر رسمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و کانون خانواده را پدید می‌آورند. در این کشور به‌طور معمول کسب درآمد برای خانواده به نسبت تقریبا مساوی میان مرد و زن تقسیم می‌شود. درصدی از خانواده‌ها نیز وجود دارند که در آن مرد مسئول تأمین درآمد و زن مسئول امور تربیتی کودکان و امور منزل است. فرزندان یک خانواده پس از رسیدن به سن 18 سالگی و اتمام تحصیلات دبیرستانی، از خانواده جدا، و زندگی مستقلی را آغاز می‌کنند و شخصا مسئولیت تأمین درآمد خود را به عهده می‌گیرند. پدیدۀ طلاق در خانواده‌های کانادایی امری پذیرفته شده است که البته در مقایسه با کشورهای صنعتی خصوصا آمریکا آمار پایین‌تری دارد.
طلاق به درخواست هر یک از طرفین قابل اجراست. در مورد خانواده‌هایی که فرزند دارند، دادگاه بر اساس میزان حقوق دریافتی هر کدام از زوجین مسئولیت مخارج و نیازهای مالی فرزند را تعیین می‌کند.
به‌طور کلی در روابط اجتماعی مردم کانادا، خصوصیات مثبت حاکم است. این امر از ویژگیهای مهم کشور فراصنعتی و غربی کانادا محسوب می‌شود که آن را از طیف دیگر کشورهای غربی و فراصنعتی متمایز می‌کند. اعتماد و اطمینان، احترام متقابل، صداقت و صمیمیت، از خصلتهای بارز روابط اجتماعی در این کشور است.
معمولا جمعیت خانواده‌های کانادایی اندک و شامل پدر، مادر و دو فرزند می‌باشد. تعداد خانواده‌های پرجمعیت بسیار کم است. تعداد خانواده‌هایی که فقط مادر و فرزند یا پدر و فرزند با یکدیگر زندگی می‌کنند، بیش از 25درصد برآورد شده است. با این وجود، خانواده‌های مرکب از پدر و مادر و فرزند یا فرزندان هنوز ساختار اصلی خانواده‌ها در این کشور است.
نکته: در صورتی که زن و مردی در کانادا به‌صورت توافق دو جانبه در یک مکان مشخص، به مدت یک سال با یکدیگر زندگی کنند، از کلیۀ حقوق زناشویی نسبت به یکدیگر برخوردار خواهند شد.
گفتنی است که ازدواج در کانادا در برگیرندۀ ازدواجهای انجام شده در کلیساها، شهرداری‌ها و ازدواجهای عرفی که در آن زن و مرد به‌عنوان زن و شوهر بدون ازدواج قانونی با یکدیگر زندگی می‌کنند، است. این ازدواجها در سالهای اخیر در کانادا افزایش داشته و خانواده های بسیاری به این طریق زندگی می‌کنند. قوانین ازدواج در دولت استانی تصویب می‌شود و بدین دلیل این قوانین در استانها با یکدیگر متفاوت است.

دوران کودکی تا جوانی در کانادا
در تمام کشورهای صنعتی که پدر و مادر از اعضای نیروی کار اجتماعی محسوب می‌شوند، نگهداری روزانۀ فرزندان در دوران طفولیت و پیش از دبستان از مشکلات عمدۀ خانوادگی آنهاست. آمارهای موجود نشان می‌دهد که 68 درصد زنان کانادایی که به‌صورت تمام وقت به کار اشتغال دارند، دارای یک فرزند زیر سه سال هستند. این امر موجب شده‌ که خانواده‌های کانادایی برای حل مشکل خود، گرایش عمده‌ای به استفاده از خدمات مؤسسات نگهداری از کودکان در منزل به‌طور تمام وقت و در صورت مدرسه‌ای بودن فرزند، به‌صورت نیمه وقت یا پس از ساعات مدرسه، پیدا کنند.
برخی از این مؤسسات دولتی یا خصوصی است که زیر ‌پوشش استاندارهای دولتی فعالیت می‌کنند. در هر حال نگهداری کودک در این قبیل مؤسسات، مخارج هنگفتی را بر خانواده تحمیل می‌کند. به این منظور دولت فدرال برای حمایت از خانواده‌های کم درآمد، کمکهای مالی را در نظر گرفته است.
در کانادا، مراقبت از بچه‌ها یک مسألۀ قانونی به شمار می‌آید. در صورت وقوع هر گونه سوء استفاده از کودکان، چه به‌صورت بدنی، روحی یا جنسی، پلیس، پزشکان و معلمان وارد عمل می‌شوند. سوءاستفادۀ بدنی را می‌توان به‌عنوان هر نوع تماس بدنی عمدی که باعث وارد آمدن آسیب به کودک شود تعریف کرد. برای مثال، تنبیه بدنی کودک به‌طوری که باعث آسیب جسمانی شود سوءاستفادۀ بدنی محسوب می‌شود و بدرفتاری روحی شامل فراهم آوردن موجبات ترس زیاد یا تحقیر کودک است. سوء استفادۀ جنسی، هر نوع ارتباط جنسی بین یک بزرگسال و یک بچه را شامل می‌شود.
همچنین غفلت از بچه‌ها، نوعی بدرفتاری با آنها محسوب می‌شود. والدینی که در حمایت و پشتیبانی از کودکانشان کوتاهی می‌کنند، محکوم به غفلت از کودکان خود هستند. به موجب قانون، بچه‌های زیر 12 سال نمی‌توانند حتی به مدت یک ساعت بدون سرپرستی خانواده یا دولت قرار گیرند.
نوجوانان کانادایی طوری تربیت می‌شوند که افکار خود را به‌طور آزاد بیان کنند. کودکان و نوجوانان در مدارس تشویق به صحبت کردن و بیان افکارشان حتی در مورد هر کس و هر چیز می‌شوند. دانش‌آموزان تشویق می‌شوند تا دربارۀ مسایل روز بیندیشند و در مناظره‌ها و مباحثات شرکت کنند و حتی برای دولت نامه بنویسند و عقاید خود را دربارۀ قوانین اساسی نیز اظهار کنند. جوانان کانادا عادت کرده‌اند تا نظرات خود را مانند نظرات رهبران و تصمیم‌گیرندگان آینده، مورد توجه قرار دهند و همانند والدین و معلمان خود نقش تصمیم‌گیرنده را ایفا کنند.

موقعیت زنان در جامعه‌ کانادا
پس از سالها تلاش در سال 1921 زنان کانادایی توانستند حق رأی داشته باشند. در سال 1929 و در پی اختلافی که میان زنان و یک دادگاه دولتی بر سر شناسایی زنان به‌عنوان اشخاص حقوقی در گرفت، دادگاه مزبور منحل شد. این رخداد، موجب تحولات بسیاری در جامعه و روابط اجتماعی زنان کانادایی شد.
در قانون اساسی فدرال کانادا و منشور حقوق و آزادی‌های سال 1984، به مسألۀ برابری زن و مرد تصریح و بر ضرورت آن تأکید شد.
در حال حاضر زنان با چند درصد اختلاف با مردان در روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعۀ کانادا نقش تعیین کننده‌ای را عهده‌دارند. تا جایی که 15 درصد قضات دادگاه‌های استانی و فدرال کانادا را زنان تشکیل می‌دهند. براساس طرحی، دولت فدرال کانادا متعهد شده‌است تا ظرف چند سال آینده مشارکت زنان را در دادگاه‌های فدرال افزایش دهد. در دهۀ اخیر، نقش زنان در فعالیت‌های سیاسی و احزاب عمدۀ کانادا به افزایش‌یافته و آنها توانسته‌اند پست‌های کلیدی و مهمی را در دست گیرند.
حضور قابل توجه زنان در دولت‌های استانی و ناحیه‌ای، نشان‌دهندۀ مشارکت فعال این قشر در جامعۀ مدنی کاناداست.
در کانادا، زنان از حقوق و فرصت‌های شغلی و اجتماعی نظیر مردها برخوردارند. تساوی میان زن و مرد به وسیلۀ منشور حقوق و آزادی‌های کانادا پیش‌بینی شده است.
آنها در حوزه‌های اجتماعی کانادا، فعالیت داشته و می‌توانند انواع حرفه‌ و شغل‌ها را برگزینند. امروزه تعداد اندکی از مشاغل تنها مختص به زنان یا مردان است. گروه‌ها و برنامه‌های ویژه‌ای در خصوص ایجاد فرصت‌های برابر برای پیشرفت وضعیت اجتماعی زنان تشکیل و تدوین شده است که دولت فدرال از آن ها پشتیبانی می‌کند. تبعیض، بی‌حرمتی و بدرفتاری با زنان از سوی همسران‌نشان از لحاظ قانونی، جرم است و در صورت بروز چنین رفتارهایی قانون حمایت از این‌گونه افراد را بر عهده می‌گیرد.

سالخوردگان در کانادا
افراد بالای 65 سال، سالخورده نامیده می‌شوند. در جامعۀ امروز کانادا از هر 10 نفر، یک نفر بالای 65 سال دارد. به همین سبب آگاهی و حساسیت بیشتری نسبت به نیازهای سالخوردگان در جامعه وجود دارد. به طور معمول سالخوردگان در کانادا به‌تنهایی زندگی می‌کنند و بسیاری از آنها ترجیح می‌دهند  به جای آن که با فرزندان خود در یک منزل زندگی کنند، در مؤسسات سالخوردگان به زندگی ادامه دهند. مؤسسات نگهداری از سالمندان در کانادا اتاق‌ها، آپارتمان‌ها یا مستغلاتی را که خدمات ویژه‌ای برای رفع احتیاجات سالخوردگان دارند، در اختیار آنها قرار می‌دهد. مؤسسات مزبور گسترۀ وسیعی از فعالیت‌های تفریحی، فرهنگی و آموزشی را به سالمندان ارائه می‌دهد. افراد مسنی که احتیاج به مراقبتهای ویژه دارند، ممکن است به مؤسساتی منتقل شوند که در آن‌ پرستاران و کارکنان تعلیم دیده‌ای آمادۀ خدمت به این افراد هستند. در عین‌حال بسیاری از کانادایی‌ها هنوز از اعضای مسن خانواده در منزل مراقبت می‌کنند.

مستمری دوران سالخوردگی در کانادا
مستمری دوران سالخوردگی مبلغ ماهیانه است که به افراد 65 سال یا بالاتر که واجد شرایط اند، پرداخت می‌شود. سوابق شغلی متقاضی و این که آیا متقاضی در این سن نیاز به بازنشستگی دارد یا خیر، عاملی برای تعیین این مستمری نیست.
مکمل تضمین درآمد یک مبلغ ماهیانه‌ است و به افرادی که مستمری پایه را دریافت می‌کنند و همچنین به کسانی که درآمد پایینی دارند یا فاقد درآمداند، پرداخت می‌شود. برای احراز شرایط دریافت مستمری «مکمل تضمین درآمد»، افراد واجد شرایط باید یک مستمری بگیر «پایه» باشند و باید درآمد کل آنها کم‌تر از حداقل تعیین شده در سال باشد.

حق عائله‌مندی در کانادا
حق عائله‌مندی برای کاهش مشکلات بسیاری از زنان بی سرپرست و زوج‌هایی که تنها با یک حقوق زندگی می‌کنند، در نظر گرفته شده‌است. «حق عائله‌مندی» نیز مانند« مکمل تضمین درآمد»، طی سال به‌صورت ماهیانه پرداخت می‌شود. برای استفاده مجدد از این مستمری، در پایان دوره (سال)، باید دوباره درخواستی تنظیم شود. این مستمری‌، مشمول مالیات بر درآمد نمی‌شود. برای دریافت این مستمری، افراد واجد شرایط باید از 60 تا 64 سال سن داشته باشند و حداقل 10 سال پس از سن 18 سالگی، در کانادا زندگی کرده باشند.
از طرف دیگر سالخوردگان مهاجری که درآمد مختصر یا هیچ‌ درآمدی ندارند، برای دریافت «حق عائله‌مندی» واجدشرایط اند. از دیگر کمک‌های نقدی به این بازنشستگان، می‌توان از سیستم‌های SPA و SIG نام برد. واجدین شرایط دریافت این کمک‌ها، مالیات نمی‌پردازند. علاوه بر این برخی استان‌ها مزایای بیش‌تری از قبیل پرداخت هزینه‌های دارویی و درمانی سالخوردگان را نیز ارائه می‌کنند. همچنین به‌طور معمول بسیاری از مؤسسات و ادارات از قبیل بانک‌ها، سالن‌های نمایش و برخی از فروشگاه‌ها و اتوبوس‌های شهری، نرخ‌ پایین‌تری را برای سالخوردگان در نظر می‌گیرند.

۱۳۹۵/۰۴/۲۸

یادگیری زبان انگلیسی از نگاه یک مهاجرکانادا ( بخش دوم)


در بخش اول (برای دیدن بخش اول اینجا کلیک کنید) با اشاره به این نکته که یکی از اشتباهات خیلی از ما مهاجران کانادا این است که فکر میکنیم باید زبان را در محیط یاد بگیریم، و اینکه بعد از مهاجرت استرس و دغدغه خیلی چیزهای دیگر پیش می آید که که دیگر وقت و حوصله و تمرکزی بر روی آموزش زبان انگلیسی برای ما باقی نمیگذارد تلاش شد در چنین شرایطی با بکار گرفتن روش هایی تجربی، بدون کلاس و معلم دانش زبان انگلیسی خود را تا حدی ارتقا بخشیده تا در فرصت مناسب به آموختن این مهارت از طریق معلم و راهنما اقدام نماییم. همچنین یادآوری شد که برای آموختن یک زبان دوم باید چهار مهارت را فرا بگیریم و بهتر است برای فراگیری زبان همان ترتیب یادگیری زبان مادری را رعایت کنیم یعنی:

1- گوش دادن (listening)
2- صحبت کردن  (speaking)
3- خواندن (reading)
4- نوشتن (writing)

روش هایی برای بهبود مهارت گوش دادن(Listening) ارائه و  و قرار بر این شد که با یک برنامه مدون و با صبر و حوصله و مداومت تلاش کنیم به هدف خود نایل شویم. در این بخش به روش برای بهبود دومین مهارت یعنی  مهارت صحبت کردن (Speaking) پرداخته میشود اما قبلا  لازم است به موارد زیر توجه داشته باشیم.
  1. خوب صحبت کردن نیاز به زمان و تمرین کافی دارد
  2. سرعت پیشرفت بستگی به یکی از ويژگی های شخصیتی هر فرد،  "پر حرفی" یا "ساکت بودن"   دارد. ( پس، در این مورد تا میتوانید پر حرف باشید)
  3. داشتن یک هم کلام (شریک زبانی) خیلی موثر است. داشتن همخانه، و یا دوست نزدیک انگلیسی زبان کمک مهمی خواهد بود. (دوست هر چه نزدیکتر بهتر ...! )
  4. اگر اعتماد به نفس کافی برای صحبت کردن ندارید، یا هیجان زده میشوید و یا اصلا مانند من فردی درونگرا هستید نگران نباشید! میتوانید با خودتان صحبت کنید!
  5. قدم اول در هر کاری سخت است! اما قدم های بعدی آسانتر میشود.
  6. از اینکه دیگران ممکن است به اشتباهات شما بخندند اصلا توجه نکنید در کانادا کسی را به خاطر اشتباه انگلیسی صحبت کردن و یا لهجه مسخره نمی کنند. اما اگر با چنین مواردی مواجه شدید آمادگی گفتن یک جمله اعتراضی اما مودبانه را داشته باشید!
  7. با اعتماد به نفس و با آرامی صحبت کنید، اصلا نیاز به تند صحبت کردن نیست ! شخصیت خودتان را اینطور نشان دهید که شخصی آرام، صبور و ملایم هستید! ( فیلم پدرخوانده(1و2) را دوباره ببینید!)
  8. به روزی فکر کنید که زبان انگلیسی را بدون لهجه و به صورت صحیح صحبت میکنید ! پس برای رسیدن به این هدف تلاش کنید و روی آن وقت بگذارید! 
  9. اهمیت صحبت کردن از سایر مهارت ها بیشتر است! در گوش دادن ممکن است برخی از کلمات را حدس بزنیم و یا از موقعیت مکالمه منظور گوینده را متوجه شویم اما برای اینکه منطورمان را به مخاطب انتقال دهیم  باید زبان انگلیسی را درست صحبت کنیم. 
  10. در مواردی هم حتی در صورت توانایی صحبت کردن لازم است از صحبت کردن اجتناب کنیم و وانمود کنیم زبان انگلیسی را متوجه نمیشویم ! مثلا در خیابان هستینگ شرقی در ونکوور وقتی مورد ملاطفت یکی از همشهریان قرار میگیریم!
  11. اگر میخواهید انگلیسی صجبت کنید "باید" برای مدتی با زبان انگلیسی زندگی کنید(8 ساعت کار در محیط انگلیسی زبان +  اخباربه زبان انگلیسی + فیلم و موزیک به زبان انگلیسی + برنامه های تفریحی روزهای آخر هفته غبر ابرانی و حتی خواب دیدن به زبان انگلیسی و ....) 
  12. بزرگترین اشتباه ترجمه کردن کلمه به کلمه هست. باید بدانیم در چه موقعیتی چه کلمه یا جمله ای استفاده میشود. مثلا حال شما چطور است؟  را اینطور ترجمه نکنیم.
?How is your living room
        یا "خسته نباشید" که اصلا در زبان انگلیسی وجود ندارد  
Don't be tired!

همانطور که در بخش اول در مورد مهارت گوش دادن نرون های مغز باید قدرت تشخص کلمات انگلیسی را برای ترجمه به فارسی داشته باشند در بخش صحبت کردن هم باید ماهیچه هایی که در صحبت کردن به کار گرفته میشوند نقش خود برای زبان دوم را به خوبی ایفا نمایند و این تنها با تمرین دادن آنها میسر است .تکلم از پیجیده‌ترین اعمال مغز است. برای گفتن 'آ...' باید ۷۶ ماهیچه با هم همکاری و هماهنگی داشته باشند!

اما راهکار موثر و سریعی که نیاز حداقلی ما را پاسخگو باشد چیست ؟ هزاران راه و روش و پیشنهاد برای بهبود مهارت صحبت کردن در فضای حقیقی و مجازی پیشنهاد میشود (فارسی و انگلیسی) اما دریغ از یک راه حل ساده، مشخص،  منظم و مهمتر از همه عملی و رایگان ! بر این اساس عملی ترین راهکار این است که برای صحبت کردن باید تعدادی از موقعیت هایی که در صحبت کردن مورد نیاز است را شناسایی  و مطمئن باشیم در این موقعیت ها میدانیم از چه کلمات و جملاتی باید استفاده کنیم سپس این موقعیت ها  را تمرین کرده و سعی کنیم علاوه بر کلمات و جمله بندی، به تلفظ صحیح هم توجه داشته باشیم و آنفدر با این موقعیت ها که در چهار گروه از مقدماتی تا پیشرفته دسته بندی شده و به دنبال آمده است تمرین کنیم تا 76 ماهیچه در گیر با تکلم و همچنین مغز ما با انگلیسی صحبت کردن آشنا شود! به همین سادگی! و بدین ترتیب راه را برای پیشرفت های بعدی هموار کنیم. 


شما برای به خاطر سپردن و یادگیری لغات یک زبان خارجی مانند انگلیسی, از چه روشی استفاده می کنید؟ از هر روشی که استفاده می‌کنید باید بدانید که استفاده از فلش کارت ها یکی از بهترین روشها برای یادگیری این‌گونه موارد است و نرم‌افزار studyblue (برای دانلود اینجا کلیگ کنید) با امکانات فراوان به همین منظور ساخته شده است. اگر این نرم افزار را روی کامپیوتر خود نصب کنید از طریق نصب اپلیکیشن آن روی تلفن های هوشمند هم به فلاش کارت ها دسترسی خواهید داشت. سعی کنید برای هر "موقعیت صحبت کردن" بک مجموعه از فلاش کارت ها درست کنید و البته یک مجموعه هم برای واژه ها و عبارات عمومی داشته باشید.  

موقعیت های  گروه A: 
Numbers and counting
Talking about family
Talking about favorite things
Talking about here and now
Describing People          
 Telling Time
Talking about past actions
Talking about the future
Talking about feelings/health
Talking about life events
Expressing likes and dislikes
Simple shopping
Contractions
Short questions and answers
Closing a conversation
Expressing thanks
Situation: At the Store
Describing a Picture
Talking about Occupations
Introducing others
Encouraging words
Buying and selling
American numbers and prices
Making suggestions
Making plans for the weekend
Asking for favours
Asking for repetition
Requesting
Inviting
Offering
Talking about abilities
Expressing possibility
Talking about locations
Asking for directions
Giving directions
Asking about place/location
Talking about travel
Descriptions
Like / would like / look like / be like
Comparing things
Questions and expressions with time
Count and non-count nouns in context
Using measure words
Telephone talk
Narrating
موقعیت های  گروه B: 
Conversation starters
Rejoinders
Giving opinions
Agreeing/disagreeing
Asking for details
Asking permission
Asking for and Giving Advice
Sequencing
Speaking hypothetically
Discussing Sensitive Topics
Accepting and Refusing
Expressions for Description
Indirect Requests
Tag Questions

Supporting opinions
Exploring options
Contrasting
Classifying
Discussion techniques
Elaborating
Clarifying

موقعیت های  گروه C: 
Interrupting
Giving instructions
Simple presentations
Checking for Understanding
Conceding to Make a Point
Analyzing Problems

موقعیت های  گروه D: 

Commenting
Paraphrasing

پس از شناسایی موفعیت ها در قدم بعدی لازم است با شریک کلامی خود در فضای حقیقی  و یا از طریق شبکه های اجتماعی و وب سایت ها در فضای مجازی سعی کنیم این موقعیت ها را خلاقانه به وجود آوریم. همجنین میتوانیم با دوستان خود این مطلب را به اشتراک کذاشته و در صورت علاقمندی به تمرین با هم هفته ای یک روز در یک کافی شاپ دور هم حمع شده و این موقعیت ها را تمرین کنید! 

در حال حاضر  برای هر موقعیت در حال تهیه  مثال های کاربردی از صحبت کردن در زندگی روزمره کانادایی هستم که به تدریج با شما به اشتراک گذاشته خواهد شد. (برای مثال های آماده شده بر روی لینک موقعیت ها کلیک کنید). پیشنهاد میشود  این مثال ها را بر اساس شنیده های خود در زندگی روزمره تکمیل کنید و از آن در موقعیت های صحبت کردن استفاده نمایید! اما فرض بر این است که با گرامر زبان انگلیسی از مدرسه ،دانشگاه و کلاس های زبان آشنایی داشته و تنها قرار است حداقل مهارت صحبت کردن در سطح مورد نیاز برای ارتباط در جامعه و محیط کار را داشته باشید.


همچنین خاطر نشان می سازد بدون شک تجربیات و نقطه نظرات یادگیری زبان توسط شما بعد از مهاجرت  میتواند این مطلب را کاربردی تر نماید. برای ارسال نقطه نظرات خود میتوانید اینجا کلیک کنید.  تجربیات شما با نام خودتان در این مطلب لحاظ خواهد گردید. 

با امید به اینکه هیجکس پس از مهاجرت مانند آقا بهروز انگلیسی صحبت نکند!  :)  



یادگیری زبان انگلیسی از نگاه یک مهاجرکانادا ( بخش اول)



 هر کس که به کانادا مهاجرت میکند با چالش هایی در زندگی شخصی و حرفه ای خود مواجه میشود. براساس آنچه از داستان زندگی مهاجران موفق به دست می آید، رازهایی در زندگی مهاجران برای موفقیت وجود دارد اما زبان انگلیسی یا فرانسه مهمترین کلید موفقیت بعد از مهاجرت به کانادا بشمار می آید. بدون زبان انگلیسی (فرانسه) سایر مهارت ها غیر قابل استفاده خواهد بود. یادگیری زبان اگرچه بعد از مهاجرت قابل انجام است ولی به صرف زمان و هزینه نیاز دارد و باید قبل از مهاجرت انجام شده و بعد از مهاجرت نیز فرآیند یادگیری حتی تا سال ها بعد و تا سطح کاملا پیشرفته ادامه پیدا کند. سطح زبان مورد نیاز در محیط های حرفه ای و علمی به مراتب بیش از میزان آشنایی مقدماتی و حتی متوسط با زبان انگلیسی (فرانسه) درحد انجام امور روزمره است.  فرد مهاجر باید همواره این موضوع را در نظر داشته باشد که اگر بر روی زبان انگلیسی (فرانسه) خود سرمایه گذاری نکند چگونه میتواند انتظار داشته باشد که کارفرما با دادن کار به وی بر روی این مهاجر سرمایه گذاری کند؟

اما اگر ما امروز زبان مادری را به آسانی صحبت میکنیم به آن دلیل است که از 6 ماهگي و به تدريج آنرا ياد ‌گرفتیم  و با هر كلمه جديدي كه به زبان ‌آوردیم مادر و پدرمان ذوق‌زده شدند. در مورد آموختن زبان دوم شاید به زمان بسیاری از ما در سن 3 يا 4 سالگي ‌والدين ما ناممان را در مهدكودك‌هاي دو زبانه ننوشتند تا از همان كودكي با يك زبان ديگر، مثلا انگليسي يا فرانسوي آشنا شویم و متاسفانه آنچه در طول سال های مدرسه و دانشگاه هم در كلاس‌هاي آموزش زبان آموحتیم  نیاز امروز ما را تامین نمیکند! بهر حال بسیاری از ما شانس دستيابي به مهارت‌هاي كسب زبان دوم در کودکی را نداشته ایم. بررسي‌ها نشان داده است اگر كودك در سن زبان‌آموزي يعني قبل از 7 تا 8 سالگي زبان دوم را بياموزد، مهارت بهتري در تكلم زبان دوم و لهجه خواهد داشت. هرچه سن بالاتر رود، يعني از حدود 10 سالگي به بعد توانمندي فرد در صحبت كردن به زبان دوم مانند اهالي آن زبان كاهش مي‌يابد. بايد اشاره كرد كه نه تنها كودك مي‌تواند همزمان علاوه بر زبان مادري زبان دوم را فراگيرد، بلكه مي‌تواند زبان‌هاي ديگري را نيز به ‌طور جداگانه بياموزد. 

از طرفی زبان انگلیسی در برخی کشورها second language است یعنی مردم آن کشور به دو زبان صحبت می کنند و دروس در مراکز علمی معمولا به زبان انگلیسی ارایه می شود بنابراین حتی کودکان در چنین کشورهایی می توانند به راحتی به زبان انگلیسی تکلم کنند. در کشور ما زبان انگلیسی foreign language  است.بنابراین بسیاری از ما قبل از مهاجرت فرصت  speaking practice با افراد انگیسی زبان را  نداشتیم.

با این همه یکی از اشتباهات خیلی از ما مهاجران کانادا این است که فکر میکنیم باید زبان را در محیط یاد بگیریم، اما مشکل اینجاست که بعد از مهاجرت استرس و دغدغه خیلی چیزهای دیگر پیش می آید از جمله تامین هزینه مخارج زندگی که گاها با تبدیل دلار به تومان در هر لحظه همراه است! و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات نقل مکان به یک کشور جدید برای خود و سایر اعضای خانواده که دیگر وقت و حوصله و تمرکزی بر روی آموزش زبان انگلیسی برای ما باقی نمیگذارد! با این حال پرسش اینجاست که اگر به هر دلیل در شرایطی قرار گرفته ایم که از فرصت یاد گرفتن زبان قبل از مهاجرت استفاده نکرده ایم و در حال حاضر نیز دانش زبان انگلیسی ما کافی نیست باید چکار کنیم؟

متاسفانه مشکل بزرگتر این است که سطح دانش زبان انگلیسی گروهی از مهاجران کانادا بعد از مهاجرت افت هم میکند! زیرا در مناطق ایرانی نشین شهرهای بزرگ مانند نورت ونکوور از کارمند بانک و متصدی دفتر پست گرفته تا کارمند فروشگاهها و راننده اتوبوس همه ایرانی هستند!!! و از طرفی با دوستان کانادایی هم که صحبت میکنیم میگویند در مقطعی دوست پسر یا دوست دختر ایرانی داشته و برخی کلمات کاربردی در زبان فارسی را هم فرا گرفته اند!و واقعا معلوم نیست که تا 100 سال آینده زبان فارسی هم در کانادا به زبانهای رسمی انگلیسی و فرانسه اضافه نشود و یا از طریق ردیابی دی ان ای اولین کاشفان کانادا مشخص شود چند نفر ایرانی هم در کشتی هنری هفتم ( پادشاه بریتانیا) پارو می زده اند یا آقای جان کابوت "ایتالیایی" دوست دختر ایرانی داشته است!

آموختن زبان انگلیسی هم مانند هر مهارت دیگری نیاز به معلم و راهنما دارد اما اگر به دلایلی که در بالا ذکر شد بعد از مهاجرت وقت ، هزینه و حوصله کلاس های زبان را ندارید و میخواهید با روشی متفاوت و با سرعت دانش زبان خود را به حداقل سطح مورد نیاز برای پیشبرد اهداف مهاجرتی خود  برسانید ادامه این مطلب را دنبال نمایید! در غیر اینصورت بهتر است از روش های معمول معلم و کلاس درس در آموزشگاههای خصوصی و یا کلاس های زبان رایگان برای مهاجرین که توسط دولت کانادا ارائه میشود استفاده نمایید.

گفته می شود برای آموختن یک زبان دوم باید چهار مهارت را فرا بگیریم و بهتر است برای فراگیری زبان همان ترتیب یادگیری زبان مادری را رعایت کنیم یعنی:

1- گوش دادن (listening)
2- صحبت کردن  (speaking)
3- خواندن (reading)
4- نوشتن (writing)

بنابر این بهتر است یک برنامه مدون داشته باشیم و روش هایی را بیاموزیم که در مدت کوتاهی به هدف خود نایل شویم و به این اصل مهم و اصولی در آموزش زبان توجه داشته باشیم که صبر و حوصله و مداومت در این کار بسیار مهم است. 

1- مهارت گوش دادن (listening)
A good listener is a good speaker. 
این اصل مبین این است که یک شنونده خوب خواهد توانست به خوبی صحبت کند. به عبارت دیگر خوب گوش دادن منجر به خوب صحبت کردن می شود. یعنی گوش دادن مقدمه صحبت کردن است. منظوراز (a good listener) این است که زبان آموز بداند به چه مطلبی و چگونه گوش کند؟ راههای متفاوتی برای این منظور به زبان آموزان پیشنهاد میشود :

1- از کتابهایی مانند Tactics for Listening و یا ده ها کتاب (همراه با سی دی) دیگر استفاده نمایید .

2-از سایتهای اینترنتی مانند:  Learn English Online و یا دهها سایت دیگر استفاده کنید.

این روشها بسیارخوب است اما مستلزم وقت و هزینه است و معمولا موفقیت زیادی برای زبان آموزانی در شرایط من و شما در کانادا به سر میبرند در پی ندارد!  ( نیاز به حوصله، وقت، پول و کمی خیال آسوده دارد)

3-  هر روز به یک قسمت از یک برنامه رادیویی مشخص که به صورت روزانه از رادیو  سی بی سی کانادا از طریق موج اف ام پخش میشود گوش کنید. در طول روز برنامه های متعددی از این شبکه پخش میشود که بسته به علاقه میتوانید یکی از این برنامه ها را انتخاب و هر روز همان برنامه را گوش نمایید. برای مثال میتوانید به برنامه The Current خانم Anna Maria Tremonti در سایت برنامه در اینجا گوش کنید(نیاز به رادیو نیست). این برنامه هر روز صبح به جز روزهای آخر هفته پخش میشود و موضوعات آن در مورد مسایل روز کانادا و جهان است اما لازم است قبل از گوش دادن خلاصه ای از داستان در مورد هر موضوع را از سایت برنامه بخوانید تا در زمان گوش دادن از موضوع بحث اطلاع داشته باشید. در پایان هم شما به متن برنامه (full episode transcript) روی سایت دسترسی دارید! 




اگر فکر میکنید در حال حاضر به دلیل سرعت بالای صحبت کردن و دامنه لغت گسترده قادر به استفاده از این برنامه ها نیستید میتوانید به پادکست هایی که با انگلیسی با سرعت آهسته در اینجا قرار دارد گوش کنید. اما قدم بعدی حتما باید استفاده از برنامه های رادیو باشد.  

برای دسترسی به رادیو سی بی سی کانادا از طریق تلفن های همراه هوشمند میتوانید اینجا کلیک کنید و سپس برنامه دلخواه خود را انتخاب کنید. اما اگر روی گوشی دیتا ندارید میتوانید از طریق سایت آمازون یک (Mini FM Transmitter) به مبلغ کمتر 10 دلار خریداری نمایید و در هر شرایطی با استفاده از یک هدفون به رادیو گوش دهید.

در روش استفاده از رادیو هر بار که به مطلب گوش می کنید باید فقط به یک مورد خاص توجه کنید. مثلا بار اول سعی کنید فقط افعال را بشنوید(دقت کنید که در این مرحله دانستن معنی عبارات شنیده شده هدف نیست) باردوم سعی کنید فقط حروف اضافه را بشنوید.دفعه بعد به اسامی خاص توجه کنید.بعد به صفتهاو...به همین ترتیب این فعالیت را دنبال کنید و در آخرین مرحله یک بار دیگر گوش کنید و به معنی و مفهوم هم توجه کنید. و سپس کلماتی را که مبهم هستند چندین مرتبه دیگر گوش کنید.این کاررا باید هر روز یا هرشب به طور مداوم و در زمان معین انجام دهید.این فعالیت را می توانید فقط در 20 دقیقه به انجام برسانید.البته همان طور که گفته شد باید با صبروحوصله و مداومت این کار را ادامه دهید.پس از مدت کوتاهی نتایج شگرف آن را خواهید دید و توفیقتان در امر یادگیری باعث شگفتی دیگران و حتی خود شما خواهد شد

یادگیری زبان جدید یکی از سخت‌ترین کارهایی است که بر عهده‌ مغز قرار می‌گیرد. با این حال فواید آن به قدری زیاد است که تمام سختی یادگیری را جبران می‌کند. از آنجایی که  هر زبان، سختی خاص خود را دارد، یادگیری آن برای مغز یک تمرین محسوب می‌شود و زمانی که مغز شما در وضعیت تمرین قرار می‌گیرد به مرور زمان قوی‌تر می‌شود.

فراموش نکنید که مهارت گوش دادن و تشحیص کلمات با سرعتی که افراد انگلیسی زبان صجبت میکنند نیاز به تمرین دادن نرون های مغزی دارد که سالها زبان فارسی را تجربه کرده اند! و همانطور که یک قهرمان بدن سازی یک شبه عضله بهم نمیزند مهارت گوش دادن هم یک شبه بدست نمی آید و به زمان و تمرین نیاز دارد و گوش دادن به رادیو که فقط از طریق گوش انجام میشود بهترین نتیجه زا برای شما به دنبال خواهد داشت. اما اگر با این روش به خوبی نرون های مغزی را تمرین دهید بعد از مدتی گوش شما به انگلیسی گوش دادن و تشخیص کلمات حتی با سرعت بالا و  همراه با نویز و با لحن های مختلف عادت خواهد کرد.  


بد نست بدانیم یادگیری زبان دوم یکی از بهترین روش‌های عملی برای بالا بردن ذکاوت و تیزهوشی است. همچنین می‌تواند از مغز شما در برابر کهولت سن محافظت کند. همچنین دانستن یک زبان دوم می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری‌های آلزایمر و زوال‌عقل را چهار تا پنج سال به تعویق بیندازد. حتی بهترین دارو‌های آلزایمر هم قادر هستند ابتلا به بیماری را تنها شش تا دوازده ماه عقب بیندازند. اسکن مغز جوانان دو زبانه تفاوت‌های چشم‌گیری را نشان داد. محققان عقیده دارند مغز چنین افرادی به حدی تواتمند است که احمال ابتلا به فراموشی وابسته به سن در آن‌ها شدیدا کاهش پیدا می‌کند.

4- صحبت کردن با Native Speaker ها که البته این امکان برای همه ما که در کانادا زندگی میکنیم فراهم است!

استفاده از روش سوم و چهارم از ويژگی های زندگی ما مهاجران کاناداست و شاید به همین دلیل استفاده از روش های اول و دوم صرفه اقتصادی، جذابیت و بازدهی برای ما ندارد!  به عنوان مثال روش سوم به شکلی ما را با فرهنگ و مردم و آنچه در این سرزمین میگذرد آشنا میکند و  به ما کمک میکند با آگاهی بیشتر از دنیای اطراف خود در کانادا با جامعه کانادایی ارتباط بهتری برقرار کنیم!    

شاید لازم به یادآوری نباشد که زبان انگلیسی با لحن (accent)  های مختلفی صحبت می شود ولی کسی که می خواهد انگلیسی بیاموزد باید یک لحن استاندارد را دنبال کند. البته امروزه لحن غالب و کاربردی برای ما که در کانادا زندگی میکنیم American Accent است ولی این که شما با چه لهجه ای صحبت کنید انتخاب با خود شمااست. نکته مهم این است که شما نباید از دو لهجه متفاوت استفاده کنید.یعنی نباید بعضی از کلمات را با لحن British  و بعضی دیگر را با لحن American ادا نمایید و حتی از نظر نگارشی هم  برخی کلمات در انگلیسی بریتانیایی با ou و در انگلیسی آمریکایی با o نوشته می شود مثل colour / color . البته گاهی هم برای برخی اشیاء کلمات مختلفی در انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بکار میرود! 


شما برای به خاطر سپردن و یادگیری لغات یک زبان خارجی مانند انگلیسی, از چه روشی استفاده می کنید؟ از هر روشی که استفاده می‌کنید باید بدانید که استفاده از فلش کارت ها یکی از بهترین روشها برای یادگیری این‌گونه موارد است و نرم‌افزار studyblue (برای دانلود اینجا کلیگ کنید) با امکانات فراوان به همین منظور ساخته شده است. اگر این نرم افزار را روی کامپیوتر خود نصب کنید از طریق نصب اپلیکیشن آن روی تلفن های هوشمند هم به فلاش کارت ها دسترسی خواهید داشت. سعی کنید برای هر "موقعیت صحبت کردن" بک مجموعه از فلاش کارت ها درست کنید و البته یک مجموعه هم برای واژه ها و عبارات عمومی داشته باشید.  

در قسمت بعدی (برای دیدن این قسمت اینجا کلیک کنید)به مهارت صحبت کردن  (speaking) خواهم پرداخت. مجددا یاد آوری میشود نگارنده این مطلب معلم زبان انگیسی نبوده بلکه صرفا بر اساس تجربه این روش را پیشنهاد میکند.

در پایان این مطلب از یک آهنگ به زبان انکلیسی که توسط یک خواننده ایرانی "رکسانا مالکی" اجرا شده است لذت ببرید و مهارت گوش دادن خود را بیازمایید: (متن آهنگ به دنبال آمده است) 


You say how your world is closing in
Feels as if the sun will never come this way again
And all these days
Youve been running like a river that is rushing to the edge and
Youre falling in too deep

Close your eyes
Ill be here keeping guard by your side
Till your worries are melting away
And your dreams come to carry you
Far from sorrow
Close your eyes
Ill be here till the sunrise

I wish I could make them go away
All those shadows chasing you, but please dont be afraid
Youll break through, but all you need to do for now is rest
Here for awhile until tomorrow comes for you

In time youll find youre stronger then you ever knew you were
You can let go


همچنین خاطر نشان می سازد بدون شک تجربیات و نقطه نظرات یادگیری زبان توسط شما بعد از مهاجرت  میتواند این مطلب را کاربردی تر نماید. برای ارسال نقطه نظرات خود میتوانید اینجا کلیک کنید.  تجربیات شما با نام خودتان در این مطلب لحاظ خواهد گردید.